آخرین اخبار سایت

سرعت  

 
سرعتش را که زیادتر می کند پنجره را پایین میکشم چشمانم را می بندم و تمام آنچه که می خواهم اینست که
سرعتش را زیادتر و زیادتر و زیادتر و زیادترو و... کند
و درلحظه نامعلومی بوووووم
همه چیز تمام شود
 
پی نوشت : همین الان لامپ اتاق به خونسردی و باکلاسی هر چه تمام تر سوخت. در یک لحظه ، بسیار بی اعتنا!

ادامه مطلب  

صبح نمازتون را اول وقت می خونید؟  

 
            صبح نمازتونو اول وقت میخونین...؟؟؟
قال رسول الله (ص ): » النوم من أول النهار خرق و نوم القائلة نعمةو النوم بعد العصر حمق و بين العشاءين يحرم الرزق « خواب اول روز، ناداني و خواب نيمروزي ، نعمت و خواب عصرگاهي ،كم خردياستو خواب اول شب(بين دو نماز مغرب و عشاء) باعث محروم شدن از روزي ميشود. تحليل علمي : متاسفانه در حاضر افراد، بسياري از اين احاديث را صرفاً بهعنوان دستورالعمل هاي ارشادي و اخلاقي در نظر مي گيرند ، در حالي كه ايندستورا

ادامه مطلب  

شب نحس  

 
داستان غمگین "شب نحس"
آن شب شب نحسی بود ...با او تماس گرفت : چرا ؟ مگه من چی کار کردم ؟دختر در جوابش : تو ... نه عزیزم تو خیلی پاکی ... ولی من ... تو لیاقتت بیشتر از منه ...گفت : این حرفا چیه ؟ تو می دونی یا من ؟ من دوست دارم ... به خدا بدون تو می میرم ...دختر گفت : این از اون دروغا بودا ... ولم کن ... ازت خسته شدم ... تو زیادی عاشقی ...پسر : مگه بده آدم عاشق باشه ... ؟دختر : آره واسه من بده ... عشق دروغه ...پسر : نه به خدا من عاشقتم ...دختر : ولم کن حوصلتو ندارم ...پسر آهی کشید و

ادامه مطلب  

سگ  

سگ هایی که یاد گرفتند تلاش نکنند: تعدادی سگ در اتاقی قرار گرفتند که زمین آن می توانست شوک الکتریکی خفیفی به سگ ها وارد کند. دکمه ای روی دیوار اتاق بود که با فشرده شدن جریان را قطع می کرد. وقتی شوک وارد شد سگ ها بالا و پایین پریدند تا بالاخره یکی از سگ ها دکمه را زد و جریان قطع شد. سگ ها یاد گرفتند با زدن آن دکمه آن شوک ناخوشایند قطع می شود.
روی نصف گروه اول سگ ها همین آزمایش دوباره تکرار شد اما این بار دراتاق دیگری که دکمه ای الکی داشت و با زدن آن ه

ادامه مطلب  

دمشون جیزززز  

تو روح اون تماشاچیایی که تو آزادی والیبالو نگاه کردن.چه حالی کردن. حسودیم شد بهشون
و ایتالیا هم در مقابل ایران زانو زد
الان همکارام از اتاق فرمان دارن اعلام میکنن که کروش اعلام کرده احتمالا از تیم والیبال برای بازی با آرژانتین استفاده میکنه :))))))))
 
بعدا نوشت: من امروز چقدر پستم میاد:دی ثبت موقتم کردم. ولم کنن تا شب یه 10 تای دیگه پست میذارم:))))
بعدتر نوشت: دارم به این فکر میکنم که دخترای ایرانی قدر ما رو نمیدونن. باید مثل علیرضا حقیقی بریم خارج د

ادامه مطلب  

بعضی ها خودشان را از امیرالمومنین (ع) حزب اللهی تر می دانند.  

من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم. تا در را باز کردم دیدم یک دختری حالا یا دختر یا خانم خیلی خوشگل است. تا در را باز کردم، اوه... چه شکلی!داخل اتاق رئیس رفتم گفتم: شما با این خانم محرم هستی؟گفت: نه!گفتم: چطور با یک دختر به این زیبایی تو در یک اتاق هستی و در هم بسته است.گفت: آخر ما حزب اللهی هستیم.گفتم: خوشا به حالت که اینقدر به خودت خاطرت جمع است. حضرت امیر به زن‌های جوان سلام نمی‌کرد.گفتند: یا علی رسول خدا سلام می‌کند تو چرا سلام نمی‌کنی؟گفت: رسو

ادامه مطلب  

 

عشقم...
دلم به اندازه فاصله بینمون گرفته کجای دنیا دوباره میبینمت...؟؟؟؟؟؟؟

میدونی الان تنها تو اتاق تاریکی پای این وب نشستم دارم برا دلم گریه میکنم ...

دله من زخمیست یک خراش کمتر یا بیشتر چه فرقی دارد....راحت باش...

ادامه مطلب  

پیرمردها دوست داشتنی هستند !  

هوا گرم و سوزان .. با صدرا میرم بیرون کمی خرت و پرت بخرم .. که به لطف قیمتای کذایی هیچ خرت و پرتی نتونستم بخرم .. پیرزنی نشسته یک گوشه .. دستاش می لرزه .. میگه به خاطر خدا یه کمکی به من کن .. مبلغ ناچیزی میذارم کف دستش .. دلم آتیشه .. یه خورشید قُلُپی افتاده تو دل من .. فقط داره منو آتیش می زنه امروز .. بغض دارم .. فکرم از قیمتا . از بی سیاستیا .. از دزدی ها ..از .. از  .. از هزار و یک حادثه ی تلخ این اجتماع .. می سوزه .. می سوزه .. بد می سوزه .. خسته میشم .. ولی دلم نمی خ

ادامه مطلب  

دل نوشته  

خيلي سخته قرار باشه از جايي دل بكني ك هرهفته واست خاطره ساز بوده، حالا قراره خودش بشه يه خاطره... خاطره ها هيچ وقت فراموش نميشن
يعني اصن ميشه اين خاطره رو هم فراموش كرد؟؟!
چقدر قراره در اينده افسوس اين روزا رو بخورم
اين هفته آخرين باريه ك من زن اون خونم و تو مرد اون خونه...
فردا آخرين شبيه ك با شب بخير تو به خواب ميرم و تو با صبح بخير من بيدار ميشي!
اصن نميدونم فردا شب دلم ميخواد بيدار بمونم يا بخوابم؟؟؟
بيدار باشم و تا صبح تماشات كنم يا براي آخرين

ادامه مطلب  

یکی هست...  

رضا سگه(!) یه لات بود تو مشهد.
 
هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!
 
یه روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.
 
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“
 
رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!
 
چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!
 
به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!
 
مدتی بعد....
 
شهید چمران تو اتاق نشس

ادامه مطلب  

هیـچ جـز یـاد تـو رویای دلاویـزم نـیست  

جعفر زنگ زده میگه روزه ای ؟
میگم اگه خدا قبول کنه 
میگه افطار بیا اینجا 
میگم فردا باید برم امتحان 
میگه راس میگی ؟
میگم آره چرا ناراحت شدی حالا ؟
میگه آخه فردا ساعت شیش و بیست دقیقه باید بری بیمارستان شریعتی واسه پلاکت !!!
میگم راس میگی ؟
میگه آره بخدا ، زنگ زدن گفتن بهش بگین فردا روزه نگیره و این حرفها 
میگم چه ربطی به روزه داره ؟
میگه خُب ضعف میکنی ، چهار ساعت از یه دستت خون میگیرن از اونیکی وارد میکنن آدم ضعفش میزنه 
میگم اینارو ولش ، امتحان

ادامه مطلب  

سلام  

ممنون از همه اونايي كه سر زدين در نبود ما
اين وبلاگ رسما تعطيل ميشه
اميدوارم هر جوري هستين شاد باشين
و
آخرين نوشته:
 
تلخ است ،همه فکر کنند سرت شلوغ است ،و تنها خودت بدانی چقدر         تنـــهایی ...
 
***
نقــاش بـاشـی!چـقــدر می گیـریبیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــمیــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشدراستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم..

ادامه مطلب  

 

سادگي مرا ببخش که خويش را تو خوانده ام ، براي برگشتن تو به انتظار مانده ام
سادگي مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام ، تو را به انگشتر شعر مثل نگين نشانده ام
به من نخند و گريه کن ، چرا که جز نياز تو هر چه نياز بود و هست از در خانه رانده ام
اگر به کوتاهي خواب خواب مرا سايه شدي ، به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام
گلوي فرياد مرا سکوت دعوت تو بود ، ولي من اين سکوت را به قصه ها رسانده ام 
دوباره از صداقتم دامي براي من نساز ، از ابتدا دست تو را در اين قمار خ

ادامه مطلب  

475 + لیالی  

+ امروز صبح ساعت 9 بلند شدم تلو تلو خورون رفتم تو آشپزخونه طبق معمول شیر و سر کشیدم تا جایی که میشد (خدارو شکر که چربی نداره !!! ) لباسامو پوشیدم برم سر پروژه ولی اصلا حال نداشتم کل مسیر و خواب رانندگی کردم ! رسیدم سر پروژه طبق معمول به کلاه ایمنی و کاورم گیر دادن که چرا همرات نیست ، هرچی گفتم تو دفتر کارمه ، بالاست قبول نکردن یه جر و بحث خفن که داشت تبدیل به درگیری میشد ! دیگه زنگ زدم یکی از بچه ها کلاهو کاورمو آورد رفتم بالا ، 18 طبقه بدون آسانسور ،

ادامه مطلب  

دلم بچگیمو میخواد...  

دلم بچگیمو میخواد!
پاهای شنی دستای کاکائویی!
دلم میخواد وقتی بلال میخورم کل صورتم ذغالی شود!
دلم میخواد وقتی پفک میخورم کل صورت و دستامو پفکی کنم!
صد بار یک سرسره یک متری رو برم بازم خسته نشم!
چایی رو با ده تا قند بخورم!
بستنی و پفک و لواشک و چیپس رو مخلوط کنم با هم بخورم!
سر چیزای مسخره انقدر بخندم بیفتم کف اتاق!
عیدیامو بریزم تو اون قلک خرسیم!
کفش های پاشنه بلند مامانمو بپوشم و راه برم و از ته دل ذوق کنم!
دلم میخواد بازم رو دیوارا نقاشی کنم!
دلم م

ادامه مطلب  

ساعت چهار و نیم صبح آنه!  

- دماسنج کنار ساعت اتاق 29 درجه رو نشون میده، ولی چرت میگه، خیلی بیشتر از این حرفاست. کلا این دماسنجه دو حالت رو بیشتر تشخیص نمیده، یکی وقتایی که هوا خیلی معتدل و خوبه و عدد 23 رو نشون میده، یکیم وقتایی که -مثل الان- خیلی گرمه و عدد 29 رو نشون میده... حالا البته این هوای گرم چاره داره ها، نیم ساعت در بالکن رو باز بذارم هوای اتاق میشه هوای اردیبهشت، ولی خب نمیخوام چراغا رو الان خاموش کنم و با چراغ روشنم فقط به پشه ها چراغ سبز نشون میدم که بیان رو اعصاب

ادامه مطلب  

دختری که 30 بار در روز می خوابد+ تصوير  

دختری که 30 بار در روز می خوابد+ تصوير

کلوئه گلاسون دختر نوجوانی است که بعد از تزریق واکسن آنفولانزای مرغی دچار نارکولپسی شده است.



به گزارش بي باک به نقل از باشگاه خبرنگاران،
نارکولپسی معمولا به دلیل یک واکنش سیستم ایمنی بدن به وجود می اید که
اغلب بعد از آزاد شدن آنتی بادی ها در بدن فعال می شود.
کلوئه گلاسون هر روز بین 25 تا 30 بار دچار حمله خواب می شود و حملات خوابی او از عوارض این واکسن است.
او به محضی که احساس خواب کند در هر کجا که باشد به خو

ادامه مطلب  

چرا اخه  

سلام همین جور که گفتم یکتا حلالش خیلی بده من وقتی دکترش از
 
 
اتاق اومد بیرون گفتم خانم دکتر چیشده خانم دکتر گفت
 
 
والا حال همسر شما هیچ خوب نیست ودچار شک عصبی شده که
 
خیلی خطر ناک هست وممکنه که بیماری های دیگه مثل بیماری قلبی
 
وحتی ممکنه که دیونه بشه منم با بغز گفتم ممکنه که خوب بشه خانم
 
دکتر گفت امکانش هست اگه بدن مقاومی داشته باشه بله ممکنه خطر
 
این بیماری کم تر بشه وبه مرور زمان از بین بره خوب پس باید مراقبش
 
باشید بعد گفتم خانم د

ادامه مطلب  

شان نزول سوره مبارکه قدر  

در داستان نزول سوره قدر آمده است:
 
امام حسن مجتبى عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل فرمود: پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در خواب ديد قوم بنى اميّه يكى پس از ديگرى بر بالاى منبر ايشان مى‏روند و خطبه مى‏خوانند. پس حضرت از اين خواب دلتنگ و ناراحت شد. جبرئيل نزد ايشان رفت و تسليت داد  و سوره قدر را ابلاغ كرد.
 
سهل ساعدى میگویند:
 
پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله در عالم خواب ديد ميمون‏ها و بوزينه‏هايى بر فراز منبرش بالا و

ادامه مطلب  

 

دلم پسر بازی به سبک قدیم رو میخواد
یکیو میدیدی، چشتو میگرفت، بهش میفهموندی که میخوایش، با ناز و عشوه شمارشو میداد بت
بعد یه گوشی گوشتکوب عاری از امکانات داشتی که به سختی دکمه هاشو تند و تند و با اشتیاق فشار میدادی، شرم بود، حیا بود، دلبری بود، لذت داشت
الان ان شده
بدون هیچ پس و پیشی به یه آیدی غریبه تو گوشیت میگی امشب شام چی خوردی، کجا رفتی، با دوس پسرت دعوات شده و زندگیشو میبینی، اتاق خوابشو، سفراشو
قبلنا همه چیز حرمت دوست داشتنی داشت

ادامه مطلب  

32  

از سرمایِ هوایِ هال و پذیراییِ ادغام شده درهم، که نتیجهِ معماریِ خونه هایِ دهه 60ه، پناه آوردم به اتاق خودم و مثل سامورایی ها چهار زانو نشتم روی تخت، و از زیر پتو دارم چند سطری رو مثلا به یادگار می نویسم.
امشب ماه کامله! شبِ نیمه شعبان و من آرزو می کنم همه به آرزوهاشون برسن؛ مخصوصا مادرم...
نقطه سر خط

ادامه مطلب  

قضاوت زود  

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته كلید رو انداخت و درو باز كرد و یكسر به اتاق خواب سر زد .ناگهان بجای یك جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دیدبلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی كه میخوردند ان دو را با چوب گلف زد و خونین و مالی كرد.بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابی بخوردبا كمال تعجب شوهرش را دید كه در اشپزخانه نشسته است.شوهرش گفت سلام عزیزم!پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند .بهشان اجازه دادم تو رختخواب ما اس

ادامه مطلب  

 

سادگی مرا ببخش که خويش را تو خوانده ام، برای برگشتن تو به انتظار مانده ام... 
سادگی مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام، تو را به انگشتر شعر مثل نگين نشانده ام...
به من نخند و گريه کن، چرا که جز نياز تو هر چه نياز بود و هست از در خانه رانده ام...
اگر به کوتاهی خواب خواب مرا سايه شدی، به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام...
گلوی فرياد مرا سکوت دعوت تو بود، ولی من اين سکوت را به قصّه ها رسانده ام...
دوباره از صداقتم دامی برای من نساز، از ابتدا دست تو را در اين

ادامه مطلب  

36.  

خواب مونده بود،  از سال بعدش خبر داشتم،  سال قبلشم همین طوری بود، سال قبل ترشم، همیشه صبحی که نباید خواب می موند،  غفلتا دست برده بود توو موهاش، داشت ریز ریز می خندید، نه که مسخره کرده باشه، عادتش بود، غش خنده شم قشنگ بود ولی عادتش بود ریز بخنده، همیشه، همون روز صبحم که خواب مونده بود داشت می خندید،  همون طوری که دست برده بود تو موهاش، لیلا بود دیگه. وقت رفتنش شب های روشن آورده بود برام بخونم، چند سال پیش، بعدشم نشونم داد نوشته ی روی در اتاقش

ادامه مطلب  

شرایط باور نکردنی یک مرد +عکس  

 

خانواده "لی ژیمینگ” (Zhiming) مجبورند در تمامی دورانی که این پیرمرد ۷۴ ساله در خواب است از وی نگهداری کنند.آنها می گویند مجبورند هنگامی که وی خواب است او را بنشانند و به وی سوپ گرم بخورانند. آنها همچنین مجبور به استفاده از پوشک برای وی هستند.عروس این بیمار عجیب و غریب می گوید: زمانی که وی خواب است، گویی در کما فرو رفته. وی افزود: اصلا نمی توانیم این بیمار را از خواب بیدار کنیم، اگر قاشق سوپ را در دهان وی قرار دهیم، بصورت خودکار محتوای آن را می بل

ادامه مطلب  

خواب شبانه چند ساعت است؟  

خواب شبانه در صورتی که به مقدار کافی باشد در درک مطالب اثر بیشتری می‌گذارد مخصوصاً برای دانشجویان که نیاز به خواب شبانه کافی دارند.
به گزارش فارس، دانشجویان معمولاً با یک خواب خوب شبانه که همراه با آرامش باشد در تحصیلات خود موفق‌تر هستند.

ادامه مطلب  

كدو قلقله زن  

كدو قلقله زن، كمتر قل بزن.
ديشب بهار سادات رو وسط فرش اتاقش خوابوندم، صبح كه پا شدم چسبيده بود به ديوار بس كه قل خورده بود.
صبح هم وقتي بيدار شد در عرض ٥ دقيقه از وسط اتاق اومد پاي كمدش. در جا دور خودش دوران ميكنه قربونش برم.
شب هم كه ميخاد بخوابه ١٥-١٠ بار از اين پهلو به اون پهلو ميشه قربونش برم تا بخوابه. 

ادامه مطلب  

ساحره  

ساحره !  بله با تو ام ،مخاطب خاص من ! صبر کن ! قبل از اینکه چشمهایت را تنگ کنی وابروهایت را جمع !چه خوب است که می توانی بخوابی و به دنبال جوابت نمی آیی ، حتی به فاصله یک اتاق !! وچه خنده دار حرف از خودکشی می زنی ....بریده ام ... !!نه از مشکلات نه ! از حقارت ازکوچک شدن هایم  ...!هیس ! چیزی نگو !از این وابستگی بیزارم ...می دانم که که میدانی ازچه حرف میزنم ! لذت ببر...اما ! به تصمیم ها، عهدها وحتی دوست دارم های در وابستگی دلخوش مکن !یادت باشد این فقط دلبستگی ست که ا

ادامه مطلب  

تقدیم به خیر مدرسه ساز حاج آقای کاشانی پور  

باسلام .این پست را برای یاد کردن وگرامیداشت یاد خیر مدرسه ساز حاج آقاکاشانی ‍پور قرار داده ام .من در راهنمایی پیش نماز مدرسه مان بودم در حالیکه کاهل نماز بودم وبعضی وقتها میخواندم وبعضی وقتها نه .تا اینکه دردبیرستان کاشانی پور که خیر مدرسه ساز آن راساخته بود ادامه تحصیل دادم
همیشه میخواستم یکجور ازایشان تشکر کنم واین وبلاگم رامناسب دیدم
کاهل نمازییم ادامه داشت تااینکه یکروز به اتاق کتابخانه دبیرستان ر

ادامه مطلب  

کناف  

کناف یکی از مقوله هایی است که در سالهای جدید در ساختمان  بسیارمورد توجه قرار گرفته است.البته این امر علت های متعددی دارد که از آن جمله به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
طراحی و اجرای جای تلوزیون (LCD)
طراحی نمای داخلی
طراحی آرگ آشپزخانه
طرحهای دکوراتیو
سقف کاذب
طراحی اتاق خواب(کودک)
 

ادامه مطلب  

نامه دویست و نود و دوم (امتحان ها )  

مامانم رفته تهران مبل های منو و بوفه رو بفرسته . خلافی ماشین رو بده که
 
یک میلیون و 500 است و بیاد تا ماشین و بفروشیم .
 
امتحان های من شروع شده و تا امروز 2 تاشو دادم . خوب بود . اما فردا یه امتحان
 
سخت دارم که متون فقه است و خیلی سخته . امیدوارم فردا رو خوب رد کنم .
 
بی زحمت دعا فراموش نشود .
 
قرار شد فقط کابینت خونه ما رو بدن به برادر من اونم تقریبا 2/3 پول رو اونها پرداخت
 
کنن . البته مادر شوهرم گفته بقیه رو خودش میده اما تا چی پیش بیاد .
 
احتمالا آ

ادامه مطلب  

باران من.....!  

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو ببینم؟استاد: شب یک غذای شور بخور ، آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت.شاگرد:
استاد دیشب دائم خواب آب می دیدم!‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب می نوشم ،
کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...!استاد فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏؛‏ تشنه امام زمان(عج) بشو تا خواب امام زمان(عج) ببینی...!
مثل همیشه.....در یک روز بارانی برسد به دست مخاطب خاص

ادامه مطلب  

راه های شگفت انگیز برای کاهش چین و چروک به همراه تصاویر  

کادمی پوست آمریکا (AAD) اخطار می دهد که خوابیدن پی در پی شبانه در بعضی از حالت ها منجر به ” خط خواب” میشود ( چین و چروک هائی که در سطح پوست نقش میبندند و تا هنگام برخاستن از خواب ناپدید نمیشوند).
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از webmd ، خوابیدن به پهلو باعث افزایش چین و چروک در گونه ها و چانه میشود، در حالی که به رو خوابیدن باعث شیار ابرو میشود.  AAD می گوید برای کاهش تشکیل چین و چروک ، به پشت بخوابید.

ادامه مطلب  

پرستار  

صدای فث فس کفش های طبی پرستار بخش مجبورش می کرد تا بجای تکان دادن گردن بی حسش ،چشمان مضطرب و بی جان و رمق را کمی کج کند تا از شکاف بین کف اتاق و در چوبی پاهای او را ببیند .پرستار دلربای بیمارستان هِـلسی کلاب کفشی مشکی رنگ به پا کرده بود ،و همزمان با نگاه بیمار، پشت نیم وجب سوراخ شیشه ای درِ اتاق ایستاده بود و وانمود می کرد متوجه کجی چشمان بیمار نیست ،شمارش زمان به نفع بیمار ادامه داشت ،اویی که هر روز انتظار می کشید امروز به خواسته اش رسیده بود.پ

ادامه مطلب  

یکم هپی  

شماره های توی گوشیم ۹۹ درصد بی خودنا … حالا کافیه یکیو پاک کنمفرداش مرگ و زندگیم دست همون یه نفر می افته!
..........................
اینترنت اینجا از سیستم انرژی خورشیدی استفاده میکنهچون شب ها قطع میشههوا ابری باشه قطع میشهبرفی باشه قطع میشهبارونی باشه قطع میشهمودمت تو سایه باشه هم قطع میشهنخند، بخندی هم قطع میشه!
...........................
یعنی حجم فکری که قبل خواب تو کله من میاد اگه وسط روز می یومد الان چندتا اختراع تو کارنامه م داشتم!
 
.........................
اگه باتری

ادامه مطلب  

 

مداد را برمیداشتم..در اتاق را میبستم..از انتهای قفسه ی کتاب هایم..زیر چندین کتاب فلسفه و روانشناسی..دفترخاطراتم را برمیداشتم..و ازتو مینوشتم..نوشته های یواشکی من از تو..درباره ی تو..لبخند میزدم..میدانی؟هرگز فکرش راهم نمیکردم ک بروی..حال ازوقتی رفتی و تنهایم گذاشتی و فراموش کردی نه تنها مرا..تمام پاییزها و بهارهایی ک باهم گذراندیم..دیگر نمیخندم..نمینویسم..در اتاقم را نمیبندم..شاید حتی دیگر نتوانم دفترخاطراتم راهم پیدا کنم..کاش نمیرفتی..کاش میمان

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1