آخرین اخبار سایت

 

لمس کن کلماتي را که برايت مي نويسمتا بخواني و بفهمي چقدر جايت خاليستتا بداني نبودنت آزارم مي دهدلمس کن نوشته هايي را که لمس ناشدنيستکه از قلبم بر قلم و کاغذ مي چکدلمس کن گونه هايم را که خيس اشک است و پر شيارلمس کن لحظه هايم را تويي که مي داني من چگونه عاشقت هستملمس کن اين با تو نبودن ها رالمس کنهميشه عاشقت ميمانمدوستت دارم اي بهترين بهانه ام

ادامه مطلب  

 

خوبممیگذره روزا، دله دیگه، بعضی وقتا میگیرهدیشب یه خواب عالی دیدم، خیلی خوب بود :) . خدایا، ایا میشه به واقعیت بپیونده واقعا؟! :(صبح خوبی بود امروز، بعد دیدن این خواب خوب،از خواب مبارک بیدار شدم و با یک چشم باز به گوشی نگاه کردم ببینم ساعت چنده، صدایی به گوشم رسید گوشامو تیز کردم که دوباره مطمعن شم از صدا، اره دقیقا خودش بود، همون چیزی که میخواستم، صدای افتادن قطرات اب از پنجره طبقه بالایی روی لب پنچره ای فلزی اتاقم. از جام پاشدم و پنجره رو باز

ادامه مطلب  

 

به
سلامتی اون پسری که عشقش جلو چشمش اتو خورد و رفت خونه با صدایی خواب آلود
گفت:ببخشید عزیزم خواب بودم گوشی رو سایلنت بود… . به سلامتی اون دختری که
با وعده ی ازدواج بکارتشو از دست داد ولي پسره تنهاش گذاشت و رفت… . به
سلامتی اون پسری که با گوشی رفیقش به عشقش زنگ زد اما از فرداش شماره همون
رفیقشو تو اینباکس اس ام اس های عشقش دید… . و به سلامتی اون جفتی که شب
های بعد از جدایی رو دارن تنهایی با چشم خیس تو اتاق تاریک و خالی از هم
سحر میکنن… ... اینجا

ادامه مطلب  

خوابهای متفکرانه ی يک سوپرانو  

چند وقتی ست   زمانی ک خوابم مغزم در حال تفکر و سبک سنگين کردن  خوابم و اتفاقاتش می شود  . ديشب خواب ديدم جنگ شده و من آر پی جی  بدست در حال نشانه  گرفتنم  . سکانس اول  ، سوپرانو با يک آر پی جی در دستش  ،  محيطی سربسته ک دقيقا نميداند کجاست را منفجر می کند  . سکانس دوم ، مغزم اين صحنه را نمی پسندد و حکم می کند حمله نکنم و مخفی شوم  . سکانس سوم ، مغز دستور می دهد مثل فيلم ها آر پی جی در دست  دو سه بار روی زمين غلت بخورم بعد با آر پی جی آن محيط سر بسته ر

ادامه مطلب  

من، اینجا، در شبان غم تنهایی خویش...  

امروز
عصر رسیدم گوشه بیرون از دنیا، تو مسیر خوابگاه، احساس کرده چقدر دلم تنگ
شده برای این گوشه ، برای خوابگاه، سید و خدیج هنوز نیومدن، عصری از اینکه
نبودن خیلی خوشحال بودم، سکانس1: تنهایی گاهی وقتا بهترین نعمته...
فهمیدم خدا واسه چی خودش تنهاس، عشق و حال می کنه  با تنهایی، هر وقت هم
حوصله اش سر رفت، میاد سراغ ماها حالا آزمونی، بلایی، پاداشی چیزی می
فرسته. کلا حال می کنه با قدرتش خوشبحالت ما که حسود نیسیم.عصر
رفتم  بیرون واسه اتاق خرید کردم

ادامه مطلب  

تصویرگاه صدو بیست و سه  

                     به هم رنج و  هم نسلان هم حسباید میان هذیان و چهار دیواری بدون در این اتاق راهی به بیرون باشدباید میان رطوبت چندش انگیز کتاب های نمناک کتابخانه و لیوان های پر از ته مانده شیرین شده ی چای این اتاقراهی به بیرون باشدباید میان واژه های کتاب های فیلسوف مانندتا شمار روزهای در حال از دست رفتن میان این اتاقراهی به بیرون باشدباید میان دوده های دود بخاری نفتی وسیاهی ی سیخ های سرد شده درون کمد این اتاقراهی به بیرون باشدباید میان متاد

ادامه مطلب  

عشق من  

مدرسه چهار طبقس.
طبقه ی اول اتاق معلما و آشپزخونه و اتاق آقای ولیزاده و انباره..
طبقه ی دوم دبستانه.
سوم راهنمایی.
چهارم دبیرستان.
من عاشق اول دبستانیام.
کلا هر دفعه میرم اونارو میبینم.
یه پسره ای توو کلاسشونه اسمش رضاس
مردودی هم هست.
اما اونقد من دوسش دارم که نگو...
ازم خجالت هم میکشه مثلا!!!
وقتی زیر زیرکی میخنده خخخخخییییییللللیییی ناز میشه....
همه ی مدرسه فهمیدن من چقد اونو دوسش دارم!!!!!!!

ادامه مطلب  

خواب نبودم گویا...  

شاید هم خواب بودم؛ هر چی بود به وضوحی که مشابه ش از مغز بنده انتظار نمی
رفت، تک تک فریم های صحنه رو هم به یاد می آورم، حالا هر چند دور و دست
نیافتنی. مثل آرشیوی که لابلای کلی قفسه ی گرد و خاک گرفته ی یک اتاق
بایگانی متروک گم شده باشه، تا حالا از چشم خودم هم دور مونده بود. ولی مگه
من همونی نیستم که این خاطره رو تجربه کردم؟ گیریم حداقل یک بار- اگه به
تناسخ اعتقاد نداشته باشیم؛ اگه داشته باشیم که حتی تعداد دفعات تجربه شدن
این خاطره هم بر ما پوشیده

ادامه مطلب  

 

 
راهم را به سمت خانه ی او دور میکنم
باز از روبه روی خواب او عبور میکنم
هر روز دیر میرسم به کار نمی رسم می مانم
فوقش دوباره یک کار دگر جفت و جور میکنم
ذهنم پر از خاطرات بد و افکار منحنیست
اما به یمن او همه را راهی گور میکنم
چگونه بروم وقتی تمام من اینجاست
به زور هم ببرندم اینجا ظهور میکنم
چشمهای زیبای او مرا نمی بیند
چشم هایم را به قربانی او کور میکنم
نشسته ام به تاریکی این اتاق خیس و نمور
زهی خیال که من التماس نور میکنم
من هیچ ندارم به زندگی تنها

ادامه مطلب  

هتل  

هتل مونت کارلو در لاس وگاس امریکا با 3،002 اتاق
هتل Mirage در لاس وگاس امریکا با 3،044 اتاق 
دهکده بندر دیزنی نیواورلئان ریورساید و محله فرانسوی با 3،056 اتاق هتل Caesars Palace در لاس وگاس امریکا با 3،340 اتاق
هتل Shinagawa Prince در توکیو ژاپن با 3،680 اتاق
سیرک در لاس وگاس امریکا با 3،774 اتاقهتل Bellagio در لاس وگاس امریکا با 3،993 اتاق
هتل Excalibur در لاس وگاس امریکا با 4،008 اتاقهتل Aria Resort در لاس وگاس امریکا با 4،004 اتاق
هتل Ambassador City Jomtien در پاتایا تایلند با 4،219 اتاق
هتل Luxor در ل

ادامه مطلب  

عمق  

وقتي خوابش ببره، اصلا به اين معني نيست كه الان ميخوابه، بايد خوابشون عميق بشه. بايد يه ساعتي بعد از خواب رفتنشون كنارش باشي و تا تكون خورد گهوارشو تكون بدي.عمق خواب خانم خانما هم شده مثه اين چاهاي اب امروزه ، كه روز به روز براي رسيدن به اب عمقش بايد بيشتر بشه، اين جا هم براي رسيدن به خواب، به عمق بيشتري احتياج است.

ادامه مطلب  

 

عشق آسمونی مندیشب دو بار سعی کردم باهات تماس بگیرماما جوابمو ندادیاینجور وقتا مطمئن میشمیکی کنارته که نمی تونی یا نمی خوای جوابمو بدیدیشب دلم آتیش گرفتمردم بیچاره شدمتموم دیروز و دیشب و امروز سردرد دارمحتی توی خوابدیشب خوابتو دیدمخواب دیدم هرجا هستی از دور می بینمتحتی توی خونه توقتی لباس خواب ساتن قشنگت تنت بود و داشتی روی تختت دراز می کشیدییکی هم کنارت بود ...نمی دیدمش اما بودبا گریه از خواب پریدمنازنینممن دارم دیوونه میشمبهم بگو با این

ادامه مطلب  

115- لالوفیت!  

صبح تا ساعت 12 خوابیدم. آخه هیچ کس هم خونه نبود.....خیلییییییییی حال داد....بعدش پاشدم. وضو گرفتم. یه دونه پرتقال خوردم. بعدش اومدم اتاق. برهنه شدم. فقط شُرت پام بود. فیلم لالوفیت رو گذاشتم و شروع کردم به ورزش ...خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــس عرق شدم. فقط تونستم تا دقیقه 18 رو کار کنم! بقیش بمونه واسه بعداً. خیلی وقت بود تصمیم داشتم ورزش کنم. کاش خدا کمکم کنه و این ورزش رو شروع کنم و ادامه بدم.....پی نوشت: توی دوسال گذشته بارها رفتم بدن سازی

ادامه مطلب  

10 روش عالی برای سحرخیزی  

ما به شما 10 روش بیدار شدن در صبح زود را یاد می دهیم.علت
عشق ورزیدنتان به گرمای بالش و پتو! علت تنفرتان از زنگ ساعت که بیدارباش
اعلام می کند! دلتان دیدن طلوع خورشید را می خواهد! ما به شما 10 روش بیدار شدن در صبح زود را یاد می دهیم.1 - این اتاق چقدر گرمهبهترین
دما برای ساعاتی که خوابیده اید، بین 16 تا 18 درجه سانتیگراد است. اگر
دما بیشتر از این مقدار باشد، شب نمی توانید به راحتی بخوابید و صبح هم به
سختی از جایتان بلند خواهید شد. اگر کمتر از این مقدار ب

ادامه مطلب  

خواب نیمروزی برای کودکان واجب است؟  

خواب نیمروزی، استراحتی کوتاه اما
پرفایده برای کودک شماست. برخی مادر‌ان موافق خواب نیمروزی‌ نیستند و
می‌گویند اگر فرزندشان در طول روز نخوابد شب‌ها سریع‌تر و راحت‌تر به خواب
می‌رود اما این ادعا چندان درست نیست. اجازه بدهید اگر کودک‌تان مایل است،
در طول روز چند دقیقه‌ای را استراحت کند. . . . .

ادامه مطلب  

7  

جان لایتناهی راه را به سوی خانه درست من باز کن.خدا را شکر می کنم که خانه درست من در پرتو لطف الهی و از راههایی عالی هم اینک به من می رسد.خانه ام را به قیمت چهارصد هزار دلار در حالیکه خیلی خیلی بیشتر از آن می ارزد خریده ام.خانه من دو اتاق خواب نه متری و دو سرویس بهداشتی دارد. خانه من یک عدد پارکینگ سرپوشیده دارد.لاندری جداگانه دارد. هر دو اتاق خواب کمد دیواری سه لت و با درهای آینه ای کشویی دارند.اتاق خواب اصلی در به بالکن دارد.اتاق خواب دوم پتجره

ادامه مطلب  

پیوند الوارهای چوبی در فضای خانه  

هدف از بازسازی خانه، خلق فضای نشیمن و یک نهارخوری تازه بوده است.خانه ی کوچک یک طبقه با یک بهارخواب در زمینی به عرض ۵ متر در شهر ملبورن واقع شده است.هدف از بازسازی خانه، خلق فضای نشیمن و یک نهارخوری تازه بوده است. ناگزیر آشپزخانه و سرویس بهداشتی قدیمی جابجا شدند تا نفوذ نور طبیعی به نشیمن و اتاق خواب اصلی تقویت گردد. دو اتاق خواب در سمت شرق خانه در مکان سابق خود نوسازی شدند.التزامات مهم از سوی کارفرما ساده بود و تنها احتیاج خاص وی یافتن مکانی ب

ادامه مطلب  

1530- اهم اخبار  

سلام! خوب و خوش و سلامتید انشاالله؟
چرا نیستم؟ مگه خبر ندارید که من یک رییسم! رییس را چه به وبلاگ بازی؟
در روزهایی که گذشت:

یک شب با احساس چکیدن قطره آب روی پام از خواب بیدار شدم.این شروع داستان بوووووود.همسایه بالایی کل حمام و اتاق خوابش رو کَند اما چشمه پیدا نشد!تصور کنید طفلکی بچه همسن آقاپسر هم داره وسط زمستون دربدر شد.... خلاصه بعد از کندوکاو زیاد چشمه هه پیدا شد و در همین اثنا شدت آب بالا رفت طوریکه اگه آقای همسر سه سوته خودشو از ولایت نرسو

ادامه مطلب  

تلخ و کدر شدم!  

یه کمی تلخم!صبح خوب بودم. ولی الان که از عرض تبریک اجباری به مدیرکل جدید برمی گردم، الان که تقریبا نصف این وبلاگ رو خوندم، الان که جوگیری مون رو می بینم، رنگ عوض کردن مون رو، این همه نقاب رو، از خودم بدم اومده، یه حس بدی دارم!از انتظارم برای اومدن بارون شدید، از بی برفی ِ امسال و از خیلی اتفاقات ِ نیفتاده، تلخم!دلم می خواد برم توی اتاق خواب و لحاف رو بکشم رو سرم و بخوابم!

ادامه مطلب  

داماد امير  

                                                زندگي به سبك بزرگان - قسمت چهارم شب هنگام محمد باقر -طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه
بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد، در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره
اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید.
دختر پرسید: شام چه داری؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر -که
شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود- در گوشه‌ای از اتاق
خوابید.
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد، مأمور

ادامه مطلب  

خواب وحشتناک  

وحشتناک ترین حالت های خواب این می تونه باشه که تو خواب یه اتفاق مهم برات می افته و مامانت نباشه. خیلی  وحشتناکه. خیلی ترسناکه. البته خوابه دم صبحی بودش. خواب دیدم دارم عروس میشم. دو روز قبل از عروسی بودش و مامان رفته بود جم. حالا اونجا نمی دونم انگار کار واجب و نمی رسید که بیادش عروسی من . منم غصه دار و ناراحت. که مامان بیا اصن واست آژانس می گیرم و از این حرفا که دیگه از خواب بیدار شدم.چقد سخته که عروسی آدم بابا و مامانش نباشن یا قبول نداشته باشن. ا

ادامه مطلب  

آهنگ بیا از باران  

بیااااااااااااااااااااااااااااااا..................دورے کنیم از هممممممممممممممممممممممم
بیاااااااااااااااااااااااااااااااا..................تنها بشیم کم کمممممممممممممممممممممم
بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
بااااااامن تو بدتر شووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

بیااااااااااااااااااااااا

ادامه مطلب  

یک شب وحشت  

یک
شب وحشت 


یک شب تاریک کارلوس در جاده حرکت می کرد  یک دفعه تعادل  ماشینش
 بهم خورد ونزدیک بودماشین از جاده خارج بشه  با خودش گفت: عجیبه چرا
ماشین اینطوری شد کارلوس ماشین رامتوقف کرد و  از ماشین پیاده شد تا ببینه چی
سر ماشینش اومده دید که یه کفش آهنی درلاستیک ماشین فرو رفته کفش رو از لاستیک
ماشین بیرون کشید و اونو به  کنار جاده جاده پرت کرد سپس رفت تا ببینه تو
صندوق عقب ماشین لاستیک زاپاس داره دید که یه لاستیک زاپاس بود اونو بیرون
 آورد و ب

ادامه مطلب  

 

تو خواب بودي ! خواب خواب! يادت هست؟من كه خوب به ياد دارم كه فهت كوتوله را هم در خواب مي ديدي!من خودم بيدارت كردم!چه حماقتي....چه حماقتي....مثل آن حيوان لاهث پشيمان از اين كار خود...حالا بايد مدام لالايي بخوانم تا شايد خدا رحمي كرد و باز تو را به خواب بردكودن تر از اين هم مي توان بودخدايا مرا ببخش از اين همه بلاهتي كه كردمظلمت نفسي و لا أجد لذنوبي غافرا....يا غافر ...

ادامه مطلب  

خواب  

شاگرد: استاد چکار کنم خواب امام زمان (عج) را ببینم؟؟استاد: شب یک غذای شور بخور آب نخور و بخواب!!شاگرد دستور استاد را اجرا نمود و بازگشت.شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب می دیدم!! خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب می نوشم، کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم در ساحل رودخانه مشغول آب خوردن هستم و ...استاد فرمود: تشنه ی آب بودی و خواب آب می دیدی! اگر تشنه امام زمان بودی خواب امام را می دیدی...

ادامه مطلب  

سیاست یعنی چی؟  

بچه ای از پدرش پرسید سیاست یعنی چی؟پدر میگه: برای تو یه مثال در در مورد خانواده خودمون میزنم تا متوجه بشی:من حکومت هستم چون همه چیز رو من تعیین میکنم.مامانت جامعه هست چون کارهای خونه رو اداره میکنه.خدمتکارمون هم ملت فقیر و پا برهنه هست چون از صبح تا شبکار میکنه و هیچی نداره.تو روشنفکری چون داری درس میخونی و پسر فهمیده ای هستی.خواهر کوچیکت هم که سه سالشه نسل آینده هست.حالا برو فکر کن وفردا هرچی از این مثاله من متوجه شدی بهم بگو...شب میشه و پسرک ب

ادامه مطلب  

 

خوابم یا بیدارم تو با منی با من
همراه و همسایه نزدیك تر از پیرهنباور كنم یا نه هرم نفسهاتوایثار تن سوز نجیب دستاتوخوابم یا بیدارم... لمس تنت خواب نیستاین روشنی از توستبگو از آفتاب نیستبگو كه بیدارمبگو كه رویا نیستبگو كه بعد از اینجدایی با ما نیستاگه این فقط یه خوابه تا ابد بذار بخوابمبذار آفتاب شم و تو خواب از تو چشم تو بتابمبذار اون پرنده باشم كه با تن زخمی اسیرهعاشق مرگه كه شاید توی دست تو بمیرهخوابم یا بیدارم ای اومده از خوابآغوشتو وا كن ق

ادامه مطلب  

خواب  

یه وقتایی هست که دوست داری عشقت خواب باشه و خیلی حرفارو تو خواب بهش بگیبگی که بدون اون میمیریبگی که از بودنش خدارو ممنونیبگی که تمام دنیای تو توی اون خلاصه شدهیا حتی آروم ببوسیش و خیالت راحت باشه که آرووووم خوابیدهوتا صبح بهش نگاه کنی و از دوست داشتنش لذت ببری…

ادامه مطلب  

برخی از آداب خواب در اسلام  

خواب نقش مهمی در زندگی انسان دارد و
سلامت بیداری‌ ما نیز تا حدودی زیادی در گرو خواب خوب و کافی است. متخصصان
معتقدند، بدخوابی به تدریج موجب بداخلاقی می‌شود و زندگی انسان را تلخ می‌کند.
افرادی که خواب خوب ندارند؛ عصبی، نگران و مضطربند و در برابر هر فشاری از خود
واکنش نشان می‌دهند.

ادامه مطلب  

متن اهنگ شرایط زندگیم یوسف زمانی  

خودمو تو یک اتاق زندونی کردم ..به هوای اینکه از سرم بیفتی .. بازم عاشقت شدم با اینکه هر بار ..اینکه عاشق منی دروغ میگفتی ..شرایط زندگیم وابسته شده به چشمات ..اگه بسته شن به روم بهم میریزه روز و شبام ..کاش خیالمو بهم می ریخت .. بی تو زندگیم محاله ..دیگه دیدن این روزا و رویای خوب .. واسه من یه خیاله ..فکر می کردم که نباشی .. میشه از عاشقی رد شد ..همشون خواب و خیال بود .. همه روزام بی تو شب شد ..اینکه حالم خوب شه یا بد .. همه وابسته است به چشمات ..کنج این اتاق تاری

ادامه مطلب  

روز بیست و سوم ، خواب های با تو و بیداریِ بدون تو  

اگر همه زندگی به خواب می گذشت راضی بودم چراکه هرشبم پر است از خواب های تو، پر است از عطر وجودت و پر است از آغوشت، خواب هایم با وجود تو رنگی است، زیباست و تماشایی، کاش هیچ گاه صبحی وجود نداشت که بیداری وجود داشته باشد، میدانی روزهایم خالی از توست، روزگارم سیاه و سپید است وقتی تو نیستی، بیداری را نمی خواهم چراکه تو نیستی تا سرم را روی پاهایت بگذارم و موهایم را نوازش کنی و درِ گوشم بگویی دوستت دارم، آری در بیداری وقتی تو نیستی، هیچ چیز نیست، هیچ

ادامه مطلب  

روز هفدهم،هجدهم و نوزدهم ، من و اتاق سرد بیمارستان  

غروب سیزده بدر امسال سخت تر از همیشه گذشت، غریب تر و دل گیرتر از هر زمان دیگری، چرا که من بودم و باران و اتاق سرد بیمارستان و باز هم تو نبودی...، نبودی که دستانم را بگیری، نبودی که آرامم کنی، نبودی که برایم حرف بزنی تا من سکوت کنم و غرق در چشمانت شوم...
با آمدن صبح روز چهاردهم فروردین، نمی دانم چرا ولی همه ی امیدهایم تبدیل به یاس و ناامیدی شد... 

ادامه مطلب  

 

غمگين و كابوس زده ... در فكر جدا شدن از بند كلمه ها ...احساس ها...نفس ها...
چنگ مي اندازي به دامان هركس، تاشايد يك سانت ازاين هچل، ازاين باتلاق، بيرون كشيده شوي .هي با همه حرف ميزني ،هي با كسي حرفي نميزني .هي غمگين و غمگين تر ميشوي ...هي فرار ميكني ، هي داد ميكشي توي بالشت و گريه ميكني و كمك ميخواهي...وقتي ميروي جلوي آينه ي لعنتي قدي اتاق ، وقتي هيچكس را نميبيني ، وقتي خودت نيستي ،وقتي هيچوقتخودت نبودي ...نميفهمي بايد چكار كني ...كم كم داري ديوانه ميشوي .

ادامه مطلب  

داستان طلبه ی جوان و دختر فراری  

شب
هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختري وارد
اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بيچاره اشاره کرد که سكوت كند و هيچ
نگويد. دختر پرسيد: شام چه داري ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر
كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف بازنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌اي از اتاق
خوابيد.صبح که دختر از خواب بيدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده
خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند. شاه عصباني پرسيد چرا

ادامه مطلب  

 

حتی غمگین هم نیستم اما این روزهایم عجیب
به کندی میگذرد . ساعت های طولانی خیره می مانم روی تصاویر , روی حرفهای
نانوشته ,  روی سفیدی ِ صفحه ایی که میخواهم برایت بنویسم , در خیالم  روی
جاده های ِ مه آلود  محو میشوم و بعد انگار که از خواب طولانی ایی بیدار
شده باشم حس میکنم چقدر زمان زیادی گذشته  , چقدر عقب مانده م  و دور
افتادم از زندگی .  تصمیم گرفته م که در اولین فرصت بزنمُ ازین ساعتهای
کسالت بار خودم را بکشم بیرون . خانه ی خاموش روحش زنده نیست و

ادامه مطلب  

این هیز لیت فورتیث  

نجاتش داده بود. ماهیه از تنگ مشترک نیم وجبی ش پریده بود بیرون و او نجاتش داده بود. تمام حس های نیکو کارانه را این وسط محکوم کرده م. بعد از کلی ماجرا ماهیه داشته مطابق با نقشه ش روی فرش قرمز طرح دار جان میداده که آدمک نجاتش داده. ماهیه قبل پریدنش لابد کلی فکر داشته؛ لابد کلی تردید داشته. خسته کننده ست که تصمیم بگیری بمیری و نمیری. که تصمیم بگیری همه چیز را بی خیال بشوی و بمیری اما نجات پیدا کنی و دوباره به همه چیزهایی که ازشان گذشته ای برگردی. بس ک

ادامه مطلب  

دوستی با آقای خواب!  

به تازگی طی تحقیقات میدانی که انجام شده، کرگدن دوستی بسیار نزدیکی با خواب دارد. این در حالیست که کرگدن وقتی ساعت 11:59 صبح از خواب پا میشود و با ساقی غم دل میگوید و اوقات خوش میسازد، بعد تصمیم گرفتن برای صبحانه، راهش به کوی آقای خواب میخورد و حرف های دوستانه میزنند. دوباره وقتی ساقی ساعت 1 زنگ میزند که چه خبر از صبحانه و چه خوردی و چه شد، کرگدن سخن از درد گرسنگی و تمام نشدن وعده صبحانه به میان میآوردپ.ن : به خدا دیشب دیر خوابیده بودیم دااااا :(

ادامه مطلب  

خواب فاطمه سادات  

شبی که اقاجون  فوت شد ما به فاطمه نگفتیم ..فردا صبح که فاطمه فهمید گفت دیشب خواب اقاجون رو دیدم، خواب دیدم که اومده خونم ...( خونه فاطمه سادات طبقه سومه و اسانسور نداره و اقاجون چون پاش درد میکرد هیچ وقت نیومده بود خونش)روحش شاد

ادامه مطلب  

تور چین نوروز 93  

تور چین هتل شرایتون7 شب و 8 روزهزینه چین هر نفر در اتاق 2 تخته 3165000 تومانهزینه چین هر نفر در اتاق 1 تخته 4099000 تومانخدمات :پرواز ايران اير ،اقامت همراه با صبحانه ، ترانسفر فرودگاهی، راهنماي فارسی زبان ، بيمه مسافرتیتوضيحات : نرخ های فوق ارقام پايه بوده و قيمتها بسته به روز رفت و برگشت ممكن است متغير باشد .ساعت تحویل اتاق 14:00 و ساعت تخلیه اتاق 12:00 می باشد.

ادامه مطلب  

تور چین نوروز 93  

تور چین هتل هیلتون7شب و 8 روزهر نفر در اتاق دو تخته 2998000 تومانهر نفر در اتاق یک تخته 3696000 تومانخدمات :پرواز ایران ایر ،اقامت همراه با صبحانه ، ترانسفر فرودگاهی، راهنماي فارسی زبان ، بيمه مسافرتیتوجه : نرخ های فوق ارقام پايه بوده و قيمتها بسته به روز رفت و برگشت ممكن است متغير باشد.ساعت تحویل اتاق 14:00 و ساعت تخلیه اتاق 12:00 می باشد.

ادامه مطلب  

♥ tavasote maryam♥  

دیشب خواب دیدم ناخن‌هایم دارد کنده می‌شود، دانه دانه می‌ریزد زمین...از خواب نپریدم، فقط توی خواب داشتم فکر می‌کردم صبح بروم تعبیرش را نگاه کنم.صبح شد، نرفتم تعبیرش را نگاه کنم، به جایش نشستم نوشتم و به این فکر کردم که کاش یک روز این گریه خانه‌ها اختراع شوند. که از خانه بزنی بیرون، بروی سراغ یک گریه خانه، بنشینی و بدون نیاز به توضیح برای کسی یک دل سیر گریه کنی.که مثلا مامانت نیاید در اتاق را باز کند و توی دستمال به دست را تماشا کند.دیگر این چ

ادامه مطلب  

مقدمت گلباران...  

به نام خدای بزرگ و مهربون
ما بالاخره فهمیدیم که فرشته تو راهیمون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟
یه دختر خوشگل که به لطف خدا تا امروز صحیح و سلامته و امیدوارم به لطف خدا با سلامتی کامل به دنیا بیاد.
البته از قبلش یه حدسهایی زده بودیم مخصوصاْ اینکه باباییش دو بار خواب دیده بود.
نکته جالبش اینه که مهراد روز سونو گرافی تا پشت در اتاق سونو منو همراهی کرد و از حالا نشون داد که چقدر پشت و پناه خواهرشه و نمیذاره اون تنها بمونه.
مقدمت گلباران دختر قشنگم...

ادامه مطلب  

يك شروع بي نظير...  

به نام خداي بزرگ و مهربون
گل پسرم خيلي خوشحالم كه امروز صبح درست موقعي براي سركشي بالاي تختت حاضر شدم كه چشمهاي قشنگت رو باز كردي........مهراد جان بريم دستشويي؟...........نه مامان جيش ندارم.....باشه گلم پس بخواب دوباره عزيزم...........نه ولي مامان يه كمي آب مي خوام...............الهي قربونت برم الان برات ميارم..........
پاشو آب بخور عزيزم.......مچچچكرم مامان........يه نفس آب خورده ميشه و بعدش يه نفس عميق و دوباره سر روي بالشت اما با چشمان باز........
تا خواب از چشمات نيومده ب

ادامه مطلب  

اتاق گفتگو  

با سلام و عرض ادب پیرو فرمایشات آقای دکتر شیخی مبنی بر راه اندازی امکان فضای مجازی تبادل اطلاعات اتاق گفتگو حقوق تجارت بین الملل راه اندازی گردید.همانطور که مستحضرید بدلیل مشغله کاری و سایر دلایل _ ساعات کاری اتاق گفتگو از ساعت 21 به بعد معین میگردد تا همه عزیزان امکان استفاده در فضای پربار را داشته باشند.در صورت علاقه و نیاز نسبت به افتتاح یوزر در صفحه اصلی اقدام نمایید.از همه علاقمندان به حقوق و علی الخصوص تجارت بین الملل در جهت پربار شدن

ادامه مطلب  

برای همه مردانگی تو...  

[ از خواب ها پرید، از گریه شدیداما کسی نبود...اما کسی ندید...]از خواب می پرم، از گریه ی زیاداز یک پرنده که خود را به باد داداز خواب می پری، از لمس دست هاشو گریه می کنی، زیرِ پتو یواشاز خواب می پرم، می ترسم از خودمدیوانه بودم و دیوانه تر شدماز خواب می پری، سرشار خواهشیسر درد داری و سیگار میکشیاز خواب می پرم از بغض و بالشمکه تیر خورده ام، که تیر میکشماز خواب می پری، انگشت هاش در...گنجشک پر...کلاغ پر...پر...پرنده پر...از خواب می پرم، خوابی که درهم استآغوش

ادامه مطلب  

 

خوابیدن کنار مامان و بابا ....قطعاً همه شما وابستگی‌های بی‌شمار یک نوزاد به پدر و مادر و به خصوص مادر را درک
خواهید کرد. وابستگی‌هایی که پدر و مادر را به گونه‌ای عاطفی وادار می‌سازد تا از
نوزاد مراقبت کرده و نیازهای او را مرتفع گردانند. اما گاهی اوقات با بکار‌گیری
روش‌هایی خارج از اسلوب صحیح رفتاری‌، کودکان بیش از آن‌چه که باید به پدر و مادر
وابسته می‌شوند و همین سبب می‌شوند تا آن‌ها مدت بیشتری در حریم پدر و مادر خود
سکنی داشته باشند

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1