عاقبت عشق و دوستی های خیابانی ! +تصاویر  

عاقبت عشق و دوستی های خیابانی ! +تصاویر
 
من سرم توی کار خودم بود
بعد یه روز یه نفر رو دیدم

ما اوقات خوبی با هم داشتیم و بعد من یه کادو مثل این بهش دادم
وقتی اون هدیه من رو قبول کرد من اینجوری شدم
ما تقریبا همه شب ها ، با هم تلفنی صحبت می کردیم
و این وضع من توی اداره بود
رمانیکه همکارام من و اونو دیدند، اینجوری نگاه می کردند
و من اینجوری بهشون جواب می دادم
وی اون یک گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه
و من اینجوری بودم
بعدش اینجوری شدم
 بله .. این آخر ع

ادامه مطلب  

 

 
 
 
 
 
ای جان دلم ؛پاییز را بوسه هایش خشک است اما ؛لب هایم طعم عشق می گیرد وجودم جان !نگاهم زیبا و دستانم هنرمند.فکرم آزاد و ذهنم آسوده ،گویی پایی خاصیت عاشقی دارد گویی پاییز لب هایش را بر لبان آدمی می گذارد و به دو لب کام میگیرد مرطوب و نرم ...گویی پایی اصلا فصل نابی ست ؛که همواره مرا مست می کند و مدهوش آرامشی خاص آه اگر دستان تو را می داشتم ؛آه اگر لب های تو بر من بوسه می زد ،آه اگرتو بودی و پاییز هم بود و من ؛ منی که در دنیای تو پاییز عاشقانه ای

ادامه مطلب  

 

و این دنیای آرومی که میبینی      فقط آغوشتو هر لحظه کم دارم
همش دلتنگتم با این که اینجایی        نمیخوام لحظه ای چشم از تو بردارم
 
تو با یک بوسه دستاتو به من میدی
چه احساسی من از حس تو میگیرم
همه دنیامو من پای تو میریزم       نباشی بی تو از این زندگی سیرم
منو با بوسه ای عهاشق ترم کردی    نمیدونی چه سخته زندگی بی تو
تو تصویر تمام آرزوهامی یه وقت از من نگیری آرزو هامو
♫♫♫
نمیخوام لحظه ای چشم از تو بردارم
نمیخوام و تو میدونی نمی تونم
چه دنیای قشنگی

ادامه مطلب  

یا حضرت علی اکبر (ع)  

" خاک بر سر این دنیا بعد از تو علی" این جمله  پدری است بر بالین پسر تکه تکه شده اش، برخیز علی، برخیز نور چشم پدر، بر خیز ای قرآن من، بر خیز ای مسیح من، برخیز رعنای من که دشمن دارد به گریه های پدرت می خندد
 
خواهم که بوسه ات زنم اما نمی شود جایی برای بوسه که پیدا نمی شود لب را به هم بزن و نفس زن که هیچ چیز شیرین تر از شنیدن بابا نمی شود این پیرمرد بی تو زمین گیر می شود بی شانه ی تو مانده اگر پا نمی شود هر عضو را که دیده ام از هم گشوده است جز چشم تو که ب

ادامه مطلب  

زهرا مبصری (دانشجوی علوم تربیتی) 10  

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری استروزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندندقفل افسانه ای استو قلب برای زندگی بس است...(شاملو)س.ه: با سپاس از اینکه مطالبتان دو رقمی شد!

ادامه مطلب  

تمام من شدي  

ببين تمام من شدي اوج صداي من شديبت مني شكستمت وقتي خداي من شديببين به يك نگاه تو تمام من خراب شدچه كردي با سراب من كه قطره قطره آب شدبه ماه بوسه مي زنم به كوه تكيه مي كنمبه من نگاه كن ببين به عشق تو چه مي كنممنو به دست من بكش به نام من گناه كناگر من اشتباهتم هميشه اشتباه كننگو به من گناه تو به پاي من حساب نيستكه از تو آرزوي من به جز همين عذاب نيستهنوز مي پرستمت هنوز ماه من توييهنوز مومنم ببين تنها گناه من توييبه ماه بوسه مي زنم به كوه تكيه مي كنمب

ادامه مطلب  

بوسه خدا  

سلام بر آقای دل‌های تنها سلام بر ارباب عشق‌های سوزان سلام بر سرور دوستان نالان سلام بر سقای تشنگان نرسیده به چشمه جوشان کوثر سلام بر دلدار دل‌های داغدیده دشت انتظار سلام بر گل سرسبز بوستان خدا سلام بر تک‌سوار تنهای بیابان طلب سلام بر آقای غلامان از بند رهیده سلام بر ظاهر طاهر غایب از نظرهای پرفریب سلام بر باران پر از قطره‌های بی‌نهایت مهر سلام بر خورشید تابان روزهای تاریک قلب‌ها سلام بر ماه تابان آسمان پر از ستاره امید سلام بر سیراب‌ک

ادامه مطلب  

جوهر  

مدتی هست که بی روی تو آرامش من نیست علت رفتن و بیگانگیت با دل من چیست؟ برق چشم تو و آتش زدن و سوختنم حال روز مَنِ دیوانه و پروانه یکیست آمدم تا سر کوی تو و گفتی برگرد از لب قند تو این حرف شنیدن تلخیست شب مهتاب که با خاطره ات تابم رفت تاب زلف تو به آغوش کدامین جاریست هر کسی قصه دل بستن ما خواند فسرد هر کسی حال مرا دیده به هر گوشه گریست صحنه بوسه خودکار من و کاغذها درد دل کردن من با دل بیچاره کیست؟ بس که گفتیم و نفهمیده شکستیم دگر جوهری در من و در

ادامه مطلب  

 

لیغ چای لیپتون و بوسه شان کرم و هانده♡♡
کرم بورسین و هانده دوان میر درحین بازی در سریال گونشی بکلرن (درانتظار آفتاب)برای اجرای تبلیغات تلویزیونی چای لیپتون و بوسه ی شانس دعوت شده اند.و این تبلیغ به شدت مورداستقبال هواداران آنها قرار گرفت.پشت صحنه این تبلیغ تلویزیونی شاید بیشتر از خود تبلیغ خبرساز بود برای دیدن و دانلود دوقسمت تبلیغ چای لیپتون روی لینک های زیر کلیک کنید
برای مشاهده و دانلود روی اولی کلیک کنید>>اولـــیدومیدآنلـــوددآنلــو

ادامه مطلب  

 

یکی باید باشدهمانکه وقت درد همدردت شودصورت به عرق نشسته از دردت را بوسه زندو تو تمام دردت را در دستانش بفشاریواو مردانه برای تسکینت آغوشش را تنگ ترکندیکی باید باشدهمانکه وقتی بخاطر حضورش تشکر میکنیلبخند زنان بگوید در همه شرایط با توامو تو اینبار نه از عشقت که از خدایش تشکر میکنی .

ادامه مطلب  

فايزه حسين بيگي (دانشجوی علوم كامپيوتر)16  

تا شعله ی هجران تو خاموش کنم بر آتش دل ز صبر، سرپوش کنمبسيار بکوشيدم و، نتوانستم يک لحظه غم تو را فراموش کنماي کاش، دمي دهد امانم اين اشک تا نقش تو را به ديده منقوش کنمآخر چه شود، شبي به خوابم آئي تا جام محبت تو را نوش کنمبنشيني و، در برت، مرا بنشاني تا زمزمه ی نوازشت گوش کنمگر بار دگر مرا در آغوش کشي صد بوسه بر آن دست و بر آن دوش کنم سجاده تو، که مي‌دهد بوي تو را برگيرم و، بوسم و، در آغوش کنمچون درد فراق تو، ز حد درگذرد زين عطر تو قلب خويش، مدهو

ادامه مطلب  

من دخترم...  

 
من دخترم، پر از هیجان، پر از احساس، سرشار از عشق، آغوش من هوس نمیخواهد، آغوش من عشق میخواهد، بوسه هایی از سر عشق میخواهد، تمام وجودم تشنه ی وجودی است صادق، تکیه گاهی محکم! آغوشی که عشق را معنا بخشد در تکاپوی احساسات دخترانه ام.

ادامه مطلب  

 

باید معجزه ای بی آفرینممثلا وقتی تو دارد اخمت می آیدقبل از آنکه بنشیند رویِ صورتتمن بوسه بارانت کنمکه اصلا یادت برود اخم داشته اییا اینکهوقتی من می خواهم با تو قهر کنمقبل از فکرش مرا در آغوش بگیریو من یادم برود اصلا برایِ چه می خواستم لوس شومقهر کنم .. و مهربانی هایم رانثارِ بودنت نکنم ؟باید معجزه ای بی آفرینمکه خنده هایمان به گوشِ دنیا برسدتا همه بخندد پیش از آنکه اشک بر چشمانشان سرازیر شود ...

ادامه مطلب  

ای کاش...  

و با این ای کاش گفتن ها و افسوس خوردنها ، زندگی تو را دوباره به من نمیدهد!
هر چه بود گذشت و نگذشت هر چه در دلم نشست!
گرچه میگویند او که رفته است فراموش میشود ، اما عشق تو در دلم هیچگاه خاموش نمیشود.
ساده میتوان گذشت از هر اتفاق یا حادثه ای ، اما از تو به سادگی نمیتوان گذشت !
گرچه شکستی دلم را و بی وفایی هایت را در دلم گذاشتی و رفتی ، اما آنگاه که دلم بهانه ی داشتن تو را میگیرد ، نمیتوانم به دلم بفهمانم که تو به دردش نمیخوری!
نمیتوانم دلم را راضی کنم

ادامه مطلب  

مردِ باران خورده  

می نشست از زندگی در خاطرم، تنها بَدَشمثل باقیمانده ی باران؛ که خاک مُرده استقلب من تا بوده چوب عشق خود را خورده استمثل دین سوخته، در مومنان مُرتدَشمثل تخت پادشاهی که عرب، آتش زدَشمثل تاراجی که یک عمر است از من بُرده استمردِ باران خورده بعد از سیل هم افسرده استهرچه باران هم بشوید، باز می ماند رَدَشمی توان تنها نبخشید و فراموشت نکردمی شود با دیگران، مثل خودت بی رحم شدمی شود امّا مگر، هی یاد آغوشت نکرد؟می شود امّا مگر از لعل ها، نوشت نکرد؟آه...

ادامه مطلب  

تولد دخترم  

دختر نازنینم ،عزیز دل مامان تولدت مبارک.....
میدونم تولدامسالت با همه سالهای عمرت فرق می کنه چون اولین سالی ست که بابا درکنارت نیست .....
پس دختر بابا ازطرف بابا هم بهت تبریک میگم البته این کجاوآن کجا....
چون تبریک گفتن بابا با هزاران بوسه همراه بود ....
نازنینم چاره ایی جز تسلیم نیست هرچند که بسیار سخت تر از اونیست که فکرشو میکردم!!!!
یادتون باشه به بهانه شماها زنده ام وسعی میکنم حد اقل کمی ازجای خالی بابا رو براتون پرکنم
 
 
 
 
پی نوشت:
دوستان عزیزم

ادامه مطلب  

دل  

دل همین است دیگر برای خود رویا میبافدآرزوهای بی جا می کندمثل آرزوی بوییدن عطر مردانه ات...مثل آرزوی بوسه های حریصانه وتکثیر شیرین یک گناه در آغوشتمثل عاشقانه تسلیم شدن در مقابل هوسهایت!!!مثل...میدانی ؟بازهم آسمان ریسمان بافته امتمامی ماجرا همین است...من جزتو هیچ آرزویی ندارم...
 

ادامه مطلب  

خیالت  

خیالت همیشه هست،
اما من خودت را می خواهم،
خودت را من امروز ،
الان ،
همیشه خودت را کم دارم
با نبود دستهایت،نگاهت ،خنده هایت،بوسه هایت چه کنم
با خیالت خودم را در آغوش میکشم شاید تو را احساس کنم
من دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم

ادامه مطلب  

مهدی موسوی(شاعر تمام شده)4  

 
1
به کودکم که نشسته ست در سر و رَحِمت!
به عشق: پایان بندی ِ روزهای غمت
به افتضاح ترین حالت درونی تو
به رگ زدن هایم روی خواب خونی تو
به پنجره که به مشتی تگرگ چسبیده
پریدن از خوابی که به مرگ چسبیده
به کودکی که به سختی ادامه می دهدم
به دختری که پس از مرگ نامه می دهدم!
به ماه های رسیده به سال و بعد سده!
به کلّ «می دهدم»های توی ذوق زده
به اینهمه چسبیدم که شعرتان بکنم
که عشق را وسط مرگ امتحان بکنم!
2
تشنّجم در دستت، تو و زمین لرزه
فرار کردن ِ از سال ها زن ه

ادامه مطلب  

 

یکی باید باشد ‎همانکه وقت درد همدردت شودصورت به عرق نشسته ازدردت را بوسه زند وتو تمام دردت را دردستانش بفشاری ‎واو مردانه برای تسکینت آغوشش را تنگ ترکند ‎یکی باید باشد ‎همانکه وقتی بخاطرحضورش تشکرمیکنی‎لبخند زنان بگوید درهمه شرایط با توام وتو اینبار نه ازعشقت که ازخدایش تشکرمیکنی...
 

ادامه مطلب  

نیاز مند  

به اون که رفته
ودیگه نمیاد
نیازمندیم
 
 
 
حکایت مخاطب خاص وما حکایت برکه هست وماه
دوراز هم ودر دل هم
 
 
 
نبار باران امشب بادیگری بیرون است سرما میخورد
 
 
 
 
هوای بارانی چتر نمیخواهد تو را میخواهد
 
 
 
زندگی همینه انتظار یک آغوش بی منت
یه بوسه ی بی عادت
یه دوست دارم بی علت
زندگی زندگی زندگی ...
 
 
دیر آمدی باران
دیر
من درجایی
از نبودن کسی
خوشکیدم
دیر آمدی دیر ...
 

ادامه مطلب  

حضرت رقیه (س)  

 
لب های او جز ناله آوایی ندارد
دیگر برایش خنده معنایی ندارد
اکنون که اینجا آمدی باید بگوید
جز این خرابه دخترت جایی ندارد
باید بگوید از غم تنهایی خود
چون هم نشینی غیر تنهایی ندارد
یادش بخیر آن بوسه های گرم بابا
حالا لبش سرد است و گرمایی ندارد
در کوچه های شام او با گریه می گفت
یک کاروان نیزه تماشایی ندارد!
تفسیری از ایثار و غیرت می شود چون
از نسل زهرا است و همتایی ندارد
هر چه مصیبت بود از آنجا شروع شد
وقتی که فهمیدند بابایی ندارد...
 
 
 
 

ادامه مطلب  

 

دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست
گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست
من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل
تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . .
.
.
.
نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم
تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی . . . !
.
.
.
من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست
آرزویم نظری روی تو و دیدن توست
من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم
با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم . . .
.
.
.
هرچه دلتنگی هست ، حرفهایی که گره در گره است
تو بیا تا به همان بوسه اول برود . . .
.
.
.
ت

ادامه مطلب  

دلم باران  

دلم باراندلم دریادلم لبخند ماهی هادلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگوردلم بوی خوش بابونه می خواهددلم یک باغ ِ پر نارنجدلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِ صبح شالیزاردلم صبحیسلامیبوسه ایعشقینسیمیعطر لبخندینوای دلکش تارو کمانچهاز مسیری دورتر حتیدلم شعری سراسر دوستت دارمدلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهددلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشانددلم آوازهای سرخوش مستان ِ بی دلنیمه شب ها زیر پوست مهربان شبدل ای دل گفتن شبگردهای عاشق ِدیروزدلم دنیای ا

ادامه مطلب  

میان راه سری هم به کربلا بزنیم.  

  
             میان راه سری هم به کربلا بزنیم.
   بيا   شبي   ز   ته   دل  خدا ! خدا ! بزنيم                به عرش و کرسي و لوح و قلم  صَلا  بزنيم
  اگر   دعا   و   مناجات   ذکر   خود  سازيم                به  آنچه  در  دو جهان است، پشت پا  بزنيم
  به  راه  دوست  اگر  گشت  مِهرمان   ثابت               به عهد هر   که بجز  اوست،  مُهر" لا " بزنيم
  به  راه  کعبه  اگر  مي  زني  قدم  ،  آن به              که    بين  راه  سري  هم   به   کربلا

ادامه مطلب  

از دور ...  

یک دوست داشتن هایی
هم هست
که از دور است و درسکوت
که دلت برایش از دور ضعف میرود
که وقتی هواسش نیست
چشمانت را میبندی
و در دل
دعایش میکنی
و یک بوسه به سویش
روانه میکنی
که وقتی بی هوا
نگاهش با نگاهت
یکی میشود
انگار کسی ب یکباره
نفس کشیدن را ممنوع میکند
یک دوست داشتن هایی هست
که به یک باره
بی مقدمه
پا در کفش دلت میکند
و جا خوش میکند
و از دست تو کاری بر نمی آید
جز "از دور دوست داشتن"
یک دوست داشتن هایی هست
ساکت است
آرام است...
خوب است.....
.
"عادل

ادامه مطلب  

مرد بی شانه  

مرد بی شانه به هنگام شکستن یعنی...کوهی از حادثه پنهان شده در من یعنی...ترسم این است بیایی و صدایم نکنیکوهی از درد ببینی و دعایم نکنیترسم این است صدایم به صدایت نرسدبدوم با سر و سر باز به پایت نرسدنکند حادثه ای باز به بادم بدهدداغ فهمیدن یک راز به بادم بدهدنکند جای تو را فاصله ات پر بکندخاطره روی تورا سایه تصور بکند!از تمام تو فقط فاصله ات سهم من استعشق وا مانده ی بی حوصله ات سهم من استآنقدر سوختم از فاصله بی تاب شدمبین صد خاطره گندیدم و مرداب شد

ادامه مطلب  

 

و میشود گفت که نگاه
آدم به برخی چیز ها و مکان ها متفاوت است...
و میشود به سادگی
عاشق شد بی آنکه خودت خبر داشته باشی....
آنقدر
ساده که در نیمکت چوبی پارک لاله بنشینی و بگویی که چرا من عاشق شدم؟ و هیچ جوابی جز یک لبخند ساده برایش پیدا
نکنی...
مثلا میشود روزهایی
که از خدا چیزی نخواهی....میشود پر از آرزو باشی اما فقط به خدا نگاه کنی و هیچ
نگویی....
مثلا روزهایی هست
که دیوانه بشوی و چله ی واقعه بگیری....که شاید روزی،جایی ،مکانی واقع شود آن واقعه
ی خوب زند

ادامه مطلب  

 

 روزی میرسد که در خیال خود
   جای خالی ام را حس کنی
   در دلت با بغض بگویی :
   “ کاش اینجآ بود “
   اما مَـن دیگر
  .
  .
  .
  به خوابت هم نمی آیم...
 
 
کمی عوض شدم؛
دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم؛
به کسی تکیه نمیکنم .؛
از کسی انتظار محبت ندارم؛خودم بوسه میزنم بر دستانم ؛
سر به زانو هایم میگذارم و سنگ صبور خودم میشوم…
چقدر بزرگ شدم یک شبه ... !!!
 

ادامه مطلب  

شعری بی شعر  

شکوفه های آرزو
بر دامن خیال.
پرواز بوسه ها
در آسمان وجود.
خاطره ها
همآغوش باران.
انوار در رقص
از ساز نگاه.
زایش رؤیا
در پس پرده
از آواز قناری ها.
بال در بال بهار
از شاخه های سپیده
تا رویش خورشید
فراق
در قربانگاه وصل.
ز هر چه بود
در تجلّی عشق.
شب و روز در بیکرانگی
در هم
لبریز از بی هم.
زمانها همه یک
بی زمان
محو در عدم
رها از کشش.
جنون در خلوت اندیشه
شعور مست از شور
زبانها  یک
 بی زبان بی کلام بی اشاره
مکان در زمان
زمان بی مکان
هر حسی  از هم
از همی بی ه

ادامه مطلب  

ندامت ((گفتگوی ندامت بار ابزار جنگی با یکدیگر بعد از واقعه کربلا))  

 
تیغ شمر گفت برحسین گرییده ام
 
برگلویش بوسه زهرای اطهر دیده ام
 
 
 
گفت تیغ حرمله:رویم بکردم چاک چاک
 
چون بدیدم اصغرش را مثل یک ماهی به خاک
 
 
  
گشت دیده گان شمشیر پر ز اشک
 
گفت:من ببریده ام آن دستهای دور مشک
 
 
 
گرز سنگین گفت:کوبیدم سرش
 
ناگهان در ذهن او دیدم علی اصغرش
  
 
 
گفت شمشیر دگر:راضی بکردم شاه را 
 
تا که در مستی بریدم دست عبدالله را
 
 
 
نیزه گفت: از خشم حق ناید امان
 
ما بکشتیم اکبر و آن قاسم شیرین زبان
 
 
 
تازیانه گفت:من گشت

ادامه مطلب  

"اینهمه/ خط نوشتم / و یکی نستعلیق چشم های تو نشد/"  

 

   متى یعرف صانعو الساعات یا حبیبتی! أن عینیک وحدهما هما اللتان تصنعان الوقت؟ ************************    نازنینم! ساعت سازانِ  کی می فهمند  تنها چشم ‌های تو اَند   که وقت را می‌سازند؟"نزار قبانی ترجمه ی خودم" * عنوان پست از رضا کاظمی.* این سه شعر را هم از رضا کاظمی بخوانید از شاعران مورد علاقه ی من است به خاطر اشعار کوتاه و زیبایش:
** چشم هاتْ غزل،/ لب هاتْ غزل،/ بوسه هاتْ غزل؛ .../ کاش
حافظِ این همه غزل من بودم!** کافر نیستم/ اما/ یک بار نشد "آیت
الکرسی"

ادامه مطلب  

آه و اشک...  

این بار بی مقدمه از سر شروع کرد
این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد
مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را
از جای بوسه های پیمبر شروع کرد
از تل دوید مرثیه قتلگاه را
از لا به لای نیزه و خنجر شروع کرد
از خط به خطّ مقتل گودال رد شد و
با گریه از اسیری خواهر شروع کرد
این جا چقدر چشم حرامی به خیمه هاست!
طاقت نداشت از خط دیگر شروع کرد
بر سر گرفت گوش عبا را و صیحه زد
از روضۀ ربودن معجر شروع کرد
برگشت، روضه را به تمامی دشت برد
از ارباً ارباً تن اکبر شروع کرد
 
لب تشنه

ادامه مطلب  

مهدی موسوی 3  

خون می جهد از گردنت با عشق و بی رحمی
 
در من دراکولای غمگینی ست… می فهمی؟!
 
خون می خورم از آن کبودی ها که دیگر نیست
 
در می روم این خانه را… هرچند که در نیست!
 
عکس کسی افتاده ام در حوض نقاشی
 
محبوب من! گه می خوری مال کسی باشی
 
گه می خوری با او بخندی توی مهمانی
 
می خواهمت بدجور و تو بدجور می دانی
 
هذیان گرفته بالشم بس که تبم بالاست
 
این زوزه های آخرین نسل ِ دراکولاست
 
از بین خواهد رفت امّا نه به زودی ها!
 
از گردن و آینده ات جای کبودی ها
 
حل می

ادامه مطلب  

آرزو  

بگذار نگاهم را
با ترانه امواج 
از آغوش دریایت
فرا شویم
بگذار در هوای سبز تو
با چنگ هستی ام
رؤیا را
به خلوت پروازم  برآشوبم
بگذاردر سپیده ی آرزو
با انوار خیال
 امتداد جاودانگی ات را
از تبسم بوسه ها
بر گوش امید
دل آویزم
بگذار در فراسوی خاطره ها
بر بام رنگین کمان
از نا نموده هایت
لبریز شوم
بگذار  نهایت واژه ها را
در برهنگی زمان
 فرو پاشم در بی مکانی ات
ز هر چه به بودت گسستگی ام را
بگذار  تجلّی نا اندیشگی را
در عصیان اندیشه ها
برگره های غروبم

ادامه مطلب  

حضرت سکینه(س)  

 ماهی که یادگار ز پنج آفتاب بود
 
بر چهره اش ز عصمت و عفت نقاب بود
 
پیوسته داشت جلوه در او صبر فاطمه
 
آیینۀ تمام نمای رباب بود
 
نامش که بود آمنه مادر سکینه خواند
 
که آرام بخش جان و دل مام و باب بود
 
پیوند بست عشق حسین و رباب را
 
یعنی سکینه حاصل این عشق ناب بود
 
این دختر حسین به میدان کربلا
 
با دختر بزرگ علی همرکاب بود
 
در کربلا حماسۀ اشک و پیام داشت
 
گلواژۀ قیام و گل انقلاب بود
 
او را اگر حسین به همراه برده است
 
نِی حُسن اتفاق که یک انتخاب

ادامه مطلب  

اشکام که ریخت درد گلوم هم رفت.....  

 
گفتم:آقای دکتر گلوم خیلی درد میکنه
گفت:بگو آآآآآآآآآ
گفتم:آآآآآآآ
گفت:نه ،گلوت چرک نکرده
گفتم:آخه خیلی درد میکنه نمی تونم درست حرف بزنم.
یه سیلی زد زیر گوشم
اشکام که ریخت درد گلوم هم رفت.....
 

 
همه جا هستی
در نوشته هایم
در خیالم
در دنیایم
تنها جایی که باید باشی و ندارمت
کنارم است
 
عشق مث کشیدن دوسر یه کش میمونه
 
که دو نفر دارن میکشنش...
 
اگه یکی یهو ولش کنه...
 
دردش واسه کسی میمونه...
که هنوز اونو سفت نگه داشته..
 
 
دنیای شلوغ را دوست ندا

ادامه مطلب  

اتاق  

نقشِ یک مردِ مُرده در فالت...توی فنجانِ مانده بر میزمخط بکش دورِ مردِ دیگر را...قهوه‌ات را دوباره می‌ریزمزندگی از دروغ تا سوگند...خسته از زیر و روی رو در روزیر صورت هزارها صورت...خسته از چهره‌های تو در توچشم بستی به تختِ طاووسم...در اتاقی که شاه من بودممردِ تاوانِ اشتباهت باش...آخرین اشتباه من بودم...چشم وا کردم از تو بنویسم...لای در باز و باد می‌آمداز مسیری که رفته بودی داشت...موجی از انجماد می‌آمدمفت هم بوسه‌ام نمی‌ارزد...وای از این عشق‌های دو

ادامه مطلب  

روضه باب الحوائج سه ساله امام حسین -ع-  

(این روضه توسط ما نوشته و اجرا شده است)
بسم الله الرحمن الرحیم:
صاحب دلان چو روبسوی خدا کنند
                   اول دعا به جان یوسف زهرا کنند...
اللهم کل لولیک الحجة بن الحسن....
هر چند که بیمار تو هستیم همه
                      دیوانه ی دیدار تو هستیم همه
بین خودمان بماند آقا عمری است
                       انگار طلب کار تو هستیم همه
صاحب عزا کجا ئی گویم سرت سلامت
                         در جمع ما بیائی گویم سرت سرت
آقاجان این مجلس عزای

ادامه مطلب  

:)  

سلام دوستون :)
اقا من نميدونم چرا پستم ديگه نمياد. هعي واي :(
خدمت شما عارضم كه بعضي از اين دخترا كه اداي ت...گا رو در ميارن
ادم كانش ميسوزه. اخه ل.ا.ش.ي به ما نميخوري تو
ديروز سوار ميني بوس شدم و كلي بالا پايين كردم
ديدم يه دونه جا جلو ميني بوسه يه دونه تهش
 اون تهيه صندليش خراب بود
رفتم جلويي ديدم يه دختره نشسته .
كلا فكر كنم اول اين ارايش بوده بعد دست و پا در اورده
به رسم جنتلمني رفتم گفتم اجازه هست بشينم اينجا
يهو چنان متشوش شد و قيافش نگران شد و

ادامه مطلب  

« عیدغدیــرخم »  

                             
                             خجسته عید سعید غدیــرخم، بر دلدادگان آستان هدایت
                                                  و شیعیان رهرو سعادت                                                      تبریـك و تهنـیت بـاد
شمیم خوش بهشت از كنار آن بركه، یعنی غدیر عرشیان و بهشتیان، جان ها را می نوازد، این چه بوی خوشی است كه حتی پس از عبور قرن ها هنوز فضای جان مشتاقان را می نوازد؟ واقعه غدیر حادثه اى تاریخى نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگ

ادامه مطلب  

اشعار امام حسین ع  

امام حسین(ع)-روز عاشوراپیكر قرآن، نشان
تیرهاستآیه آیه، طعمه ی
شمشیرهاستجسم پاك یوسفی
در خون و خاكمثل قلب پیر
كنعان، چاك چاكیك گل خونین و
هفتاد و دو داغتشنه كام افتاده
در دامان باغبرگ های خشكش از
خون، تر شدهغنچه روی سینه
اش پرپر شدهسنگ دشمن، درّ
نایاب من استتشنگی، شیرین
ترین آب من استكاش تا بازم
فدایی آورمبود هفتاد و دو
یار دیگرمكاش صدها عون و
جعفر داشتمقاسم و عباس و
اكبر داشتمكاش می دادی
مرا، صد طفل شیرتا سپر می شد
گلوشان پیش تیراین من و این

ادامه مطلب  

♥هيچگاه ادعاي خاص بودن نکردم ... اما خاص بودن عشق تــ♥ــو ... مرا هم خاص کرد...♥  

فاجعه یعنی آنقدر در تـــــ♥ـــو غرق شده ام که از تلاقی نگاهم با دیگری احساس خیانت می کنم! عشق یعنی همین!!!
 از دور…
تورا دوست دارم
بی هیچ عطری…
آغوشی…
لمسی…
و یا حتی بوسه ای.تنها دوستت دارم. از دور…
باران که میبارد باید یه آغوشی …  پنجره ی بازی … بوی خاکی … صدای تپش قلبی … گره ی کور دست ها و پاهایی … باید چیزی باشد باران که میبارد … باید کسی باشد!
 
علت بی خوابی ام..
را..
چگونه..
بگویم..
وقتی.. یاد.. تو.. از.. سقف.. اتاقم.. چکه.. میکند…
ﻧﻤﯿﺩﺍﻧم

ادامه مطلب  

داستان کوتاه کبوتر  

کبوتر , با آن پاهای پر اندودبا کاکلی بر سرو طوقی بر گردنشاوج می گرفت و شاد از آزادی اشبالا و پایین می رفت در آسمان آبیبالا , پایین صدای بر هم خوردن بالش گوشنواز بود و آرام بخشپرپرپرپر ... پرپرپرپرکبوتر , بی پروا و گستاخ در فرودی بی مهابا و شتابانبا سر , محکم خورد به دیوار سیمانی تق ...تماشایش هم درد داشتاینکه در اوج آزادی و شادی ضربه ای بخورد به تنت ضربه هر چقدر کوچک , عمیق می شود و دردش هر چه قدر کمبزرگ می شود و کاری تر درک درد عمیقش , کار هیچ بیننده

ادامه مطلب  

این برای توست...برای پیچک شوره زارهای دور  

توی کافه ی افتتاح نشده تنها نشستمو به حسرتهای زندگیم که فکر میکنم یه نامه از زیر شیشه کافه ارام سر میخوره داخل...(متن نامه توی ادامه مطلب موجود است)وقتی میخوانمش چه دلخوشی عجیب ..یه شادی یواش سر میخوره زیر پوست تنم که فرسنگها با کسی که دوست میدارتش فاصله داره...واژه ها رو خبر میکنم که جواب نامه بدهند...سلام دختر زیبا...نه عشق من...نه خدا....بعد ....
این روزها نه خودمم نه هستم نه واژهایم اسیر میشوند تا در بی تکلفی خودشان را نشان ساحت مقدس عشق بدهند...حال

ادامه مطلب  

♥گـرمـای دسـتـای تـــو آتـشیسـتــ کـهــ تـمـامـ وجـودمـ راگـرمـ خـواهـدکـردحـتـی درسـرمـای زمستان♥  

  آدمهایی هستند که شاید کم بگویند دوستت دارم »
یا شایداصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را »
 بهشان خرده نگیرید »
این آدمها فهمیده اند دوستت دارم » حرمت دارد »
مسئولیت دارد »
ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی »
دوست داشتن واقعی را میفهمی »
 میفهمی که همه کار میکنند تا تو بخندی »
 تا تو شاد باشی »
آزارت نمیدهند »
 دلت را نمیشکنند{مـــــــــــــن ایـــــــــــــن دوســـــــــــت داشـــــــتــــــــــن را می ســـــــــــــــــــتــــــ

ادامه مطلب  

داستان غمگین  

آلفرد اخیرا همسر خود را از دست داده و با تنها دخترش که 6 سال دارد زندگی میکند. او در یک شرکت تجاری کار میکند و زمانی که در شرکت است ناچارا دخترش را در خانه تنها میگذارد. شرایط ناشی از فوت همسرش باعث شده تا تمرکزی بر رو ی کارهایش نداشته باشد و بدین ترتیب امورات از دستش خارج شده و زندگی اش بحرانی گردیده .
این داستان مربوط به یک روز فراموش نشدنی و تلخ در زندگی آلفرد است که شما را به خواندن آن دعوت میکنم .
 
آلفرد بعد از یک روز کاری سخت و پر تلاطم از شر

ادامه مطلب  

آیا عزاداری برای اموات اشکال دارد؟ (پاسخ به وهابیت)  

بسم الله الرحمن الرحیم
وهابیت فرقه ای افراطی است که هر چند از دل اهل سنت بیرون آمده است اما باید حساب آنها را از اهل سنت جدا کرد. و بسیاری از عقاید وهابیت بر خلاف نظرات عموم اهل سنت است.
مقارن با ایام محرم و عزاداری شیعیان و محبان اهل بیت برای سالار شهیدان برخی از وهابیون سعی میکنند اشکالی و شبهاتی درباره  عزاداری مطرح کنند.لذا بر آن شدم که مطلبی در این باره در دسترس عزیزان قرار دهم.
دقت داشته باشید که تمام احادیث متن ذیل از منابع اهل سنت هستند

ادامه مطلب  

 

این روزها برای تنها شدن، کافیست صــــــــــــــــادق باشی . . . انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند… تنهایی من عمیق ترین جای جهان است و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد… . . . مـــن برای تنهــــــــــــــــا نبـودن، آدم های زیادی دور و برم دارم ! آن چیزی که ندارم کسی برای ” بـا هــــــــــــــــم بـودن ” است ! . . . احتیاط ! در این شهرِ لاکردار تمام کوچه باغ های عاشقی به اتوبان های تنهایی وصل می شوند… . . . یه دریا اشـــــ

ادامه مطلب  

عاشقانه ها  

هیچوقت این حرف را قبول نداشته ام که می گفتند آدم ها یا ذاتا زرنگ هستد یاذاتا تنبل.چیزی که آدم ها را به دو دسته کاملا متفاوت تقسیم می کند چیزی نیست جز انگیزه.شاید بشود اسم دیگرش را امید،انرژی یا هدف گذاشت.چیزی شبیه به محرک.اینکه وقتی من تا اواخر ترم دو با کراهت دانشگاه می رفتم و نشستن سرکلاس ها برایم زجر آور بود.اما یک روز بهاری توی کلاس طبقه سوم دانشکده دچار یک حال عجیب شدم و توی یک روز دیگر پشت درب همان کلاس با لبخند یک نفر به قول احسان خواجه ا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1