آخرین اخبار سایت

کوتاه‌ترین داستان جهان اثر ارنست همینگوی  

ارنست همینگوی کوتاه ترین داستان جهان را در یک شرط بندی با یکی از دوستانش که ادعا کرده بود که با ۶ کلمه نمی‌توان داستان نوشت، نوشته است. اگر تا به حال این اثر همینگوی را نخوانده‌اید، آن را به شما پیشنهاد میکنیم.
For Sale: Baby Shoes, Never Wornبرای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشدهنوشته بالا فقط یک جمله نیست, بلکه کوتاه ترین داستان جهان است که توسط «ارنست همینگوی» نوشته شده. گفته میشود «ارنست همینگوی» این داستان ۶ کلمه ای را برای شرکت در یک مسابقه داستان کوت

ادامه مطلب  

بیب بیب  

سلام
من بعد از مدت ها اومدم . با کلی تغییرات اخلاقی و رفتاری .. .
دیگه با بچه ها راحت نیستم و اونا هم با من تعارف دارن ...
نمیدونم چرا !!! اما خیلی عوض شدم ... خیلی ...
الانم سر کلاس بهداشت 3 نشستم ... و تقریبا ی ساعته از خواب بیدار شدم ...
کم کم داره امتحانات میان ترم شروع میشه و من توی خوابیدن دارم رکورد میزنم ...
خدایا کمکم کن !!!!
فعلا بای

ادامه مطلب  

داستان كودك مثلا  

با یوسف و محمد رفتیم حرم حضرت معصومه _ علیهاالسلام_ اذن دخول خوندیم و وارد حرم شدیم.از قفسه ی کتاب ها، کتاب دعا رو که برداشتم چشمم افتاد به کتاب قصه ی کودکانه. با ذوق و شوق، برش داشتم و با بچه ها رفتیم توی یه رواقی که روبروی ضریح مطهر بود، نشستیم و ـ با ادا و اطوار ـ شروع کردم به خوندن اولین کتاب داستان ـ که کمی کودکانه تر بود ـ و انصافا هم قشنگ نوشته شده بود. کم کم بچه های دیگه هم اومدن کنارم نشستن. حتی یه نی نی کوچولو، چهاردست و پا اومد تو بغلم نش

ادامه مطلب  

پی اغیار...  

 
زندگی مهمانی رفتن نیست
خرید کردن نیست
خوردن نیست
خوابیدن نیست
مسافرت رفتن نیست
اما،
    زندگی را میان این ها گم کرده ام...
 
پ.ن همکف: نشاط و فراغت و جوانی و عمرت را فراموش نکن! این که پسته بشکنی و پرتقال بخوری و وقت بگذرانی که نمی شود، داداش جون! اگر حال هم نداری، سحرها بیدار شو! بالاخره حال پیدا می کنی!  /  آیت الله حق شناس تهرانی
پ.ن اول: کاش دل شما به حالم بسوزد، دل سوزی شما، مرا از ترحم این و آن خلاص می کند...

ادامه مطلب  

دلفین‌ها چگونه می‌خوابند؟  

خواب
در انسان‌ها و سایر پستانداران یعنی نداشتن هوشیاری و ناکارآمدی عضلانی که دارای
فعالیت ارادی بوده و همچنین از کار افتادن دو حس بینایی و بویایی است، اما خواب
دلفین ها متفاوت است.به گزارش العالم، دلفین‌ها و نهنگ‌ها دارای خواب
متفاوتی هستند زیرا زمان خواب نیمی از مغز آنان از کار می افتد؛ یعنی زمانی که نیمه
راست مغز دلفین ها از کار می افتد، چشم چپ را می بندد و برعکس. اما نیمه دوم مغز در
وسط اقیانوس مراقب آنهاست، دلفین ها گاهی زمان خواب،

ادامه مطلب  

ترســـــــــــــــــــــــــــــــــناک  

 
کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا که فقط ۱۲ کلمه است داستان زیر است که نویسنده‌اش مشخص نیست !
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند !!؟
شاید به ظاهر زیاد ترسناک نباشد اما فکر و هوشی که تنها با ۱۲ کلمه بشه یک داستان ترسناک خلق کرد خودش یک نوع هنرمندی هست -
واسه همین تصمیم گرفتم این مطلب رو بزارم براتون – برای من که جالب بود امیدوارم برای شما هم جالب بوده باشه !!!

ادامه مطلب  

این داستان واقعیست...(انسانیت را از حیوانات بیاموزیم)  

این داستان واقعیست...(انسانیت را از حیوانات بیاموزیم)شیر"ماده"پس از شکار آهو متوجه می شود که شکارش باردار بوده،سراسیمه میشود ؛نخست تلاش میکند که بجه را نجات دهد ؛پس از نا امید شدن از تلاش و اطمینان از مرگ بچه آهو، آن را آرام با دهانش بر میدارد و در کنار جسد مادرش می خواباند،طبق گفته عکاس این عکس ها این شیرماده پس از شکار آهو و شروع به خوردن آن متوجه می شود که شکارش باردار بوده است. بلافاصله از خوردن شکار دست بر میدارد و سعی می کند بچه را به شکم م

ادامه مطلب  

به سلامتی  

به سلامتی اخلاق که فکر کنم این ترمم حذفش کنم...دقت کردی روی کیبوردها IوU کنار هم هستن؟به سلامتی سازندش...به سلامتی پرنده مهاجری که به خاطر یار زخمیش مهاجرت نکرد...به سلامتی اشک که وقتی میاد طرف خالی میشه و بقیه پر...به سلامتی عشق که تلخیش شیرین بود و شیرینیش تلخ...به سلامتی راه که آخرش معلوم نیست به کجا میره....سلامتی سیگارم که تا میبینه حالم بده آتیش میگیره...به سلامتی کسی که عاشق دریا بود اما قایق نداشت...به سلامتی کسی که دلباخته سفر بود اما همسفر ن

ادامه مطلب  

نکات آموزنده داستان حضرت ایوب(ع)  

نکات آموزنده داستان حضرت ایوب(ع)داستان حضرت ایوب(ع) چه نکات آموزنده‌ای در بر دارد؟با این که مجموع سرگذشت حضرت ایوب(علیه‌السلام) تنها در آیات 41ـ44 سوره «صلی الله علیه و آ له» آمده، اما همین مقدار که قرآن بیان داشته الهام بخش حقایق مهمی است

ادامه مطلب  

4 دسته از پسر ها.....  

۱- ظاهر زیبا و مغروری دارند اما باطنشان بر میگردد به بچه های راه اهن و مولوی . 2-
نه ظاهر زیبایی دارند و نه باطن زیبایی(البته پسران هیچ وقت نمی توانند
باطنی زیبا داشته باشند و حتی معنای ان را هم نمیتوانند درک کنند.) 3- ظاهر زیبایی ندارند اما باطنی زیبا ودلنشین و جذب کننده ای دارند که البته: گشتم نبود نگرد نیست 4-
بعضی پسران هستند که تمام عمرشان را به خوردن و خوابیدن مشغول بودن و هیچ
گاه سعی نکردند که چیزی را بفهمند ( البته کار خوبی کردند چون زور ب

ادامه مطلب  

یخ می زند آهی که در آن سوز زهرا نیست... *  

 شب شهادت مادر و دلتنگ هوای بهشت هایی که مرا در آغوش کشیده بودند... من راوی داستان شما نیستم مادر... روایتگری را روزی من نکرده اند... می دانم... اصلش تا شروع کنم به چیدن داستان خودم و اندازه گرفتن دنیای کوچکم، حتی اگر بشود که در آن میانه ها نقبی بزنم به دیگران و باز برگردم به وجب کردن غصه های م... دیگر گمان می کنید که زمانی باقی می ماند... و زبانی... و حالی... و دلی  پ.ن:ملتمس دعاهایتان... . ...    

ادامه مطلب  

 

داستان های کوتاه عاشقانه/داستان غمگین
 دختر، از دوستت دارم گفتنهاي هر شب پسره خسته شده بود ...

يک شب وقتي اس ام اس آمد بدون آن که آنرا بازکند موبايل را گذاشت زير بالشش و خوابيد !

صبح مادرِ پسره به دختره زنگ زد گفت : پــــســــــرم مـــــــــرده ...

دختره شوکه شد و چشم پر از اشک بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت ...

پـــســــــره نــوشــتـــه بـــــــود:

تصادف کردم با مشکل خودم را رساندم دم درخانه تان لطفا بياپائين ميخوام براي آخرين بار ببين

ادامه مطلب  

آیا به فعالیت های مشغول هستید که با اهداف تمری تان تناقض دارد؟  

اگر در جستو جوی توسعه دادن بدن خود هستید باید متوجه باشید که در رشد فیزیکی در طول روز صورت می گیرد نه صرفا در باشگاه. پرداختن به رشته های ورزشی دیگر نباید به رشد عضلاتتان لطمه ای بزند اما اگر در همان روز تمرین با وزنه ورزش دیگری مثل تمرینات هوازی انجام دهید شاید استرس خیلی زیادی را به بدن وارد کنید.اگر به این جریان دیر خوابیدن زود از خواب بیدار شدن , از دست دادن وعده های غذائی ,سیگار کشیدن و خوردن غذاهای بی ارزش را اضافه کنید دیگر راه برای رشد ب

ادامه مطلب  

در 38 سالگی مردان شبيه پدران خود می‌شوند!  

 براساس تحقیق پژوهشگران انگلیسی ، به طور متوسط مردان در سن 38
سالگی مانند پدران خود می شوند .
به گزارش واحد مرکزی خبر، این تحقیق 30 نشانه پیش رس را که
اعلام می کند «الان وقتش رسیده است و شما قطعا به جمع پیرمردها پیوسته اید ، کشف
کرده است.»خوابیدن جلو تلویزیون و داشتن صندلی مخصوص به خود که بر روی آن
هیچ کس دیگری حق نشستن ندارد در صدر نشانه های این تحقیق است که به سفارش شبکه
تلویزیونی گولد انجام و بر پایه گفته های 2000 مرد و زن متاهل تهیه شده
است.ب

ادامه مطلب  

فقط چند روز  

چند روزی ست وقتی وارد می شوم ، نگاهی به دو سمت ِ حیاط می کنم و حلقه ی آشنایی را می بینم و می روم سمتشان . چند روزی ست دو نفر با وانت می آیند و می روند ، تا نرده های سفید ِ بلند نصب کنند دو سمت ِ دیوار های حیاط . چند روزی ست دو سمت ِ راهروی طبقه ی مـا ، پر شده از آینده ی شغلی رشته ها . هفته ی مشاغل ، نمایشگاه مشاغل ، و انتخاب رشته ! چند روزی ست رمان جدیدی که از ن گرفته ام را می خوانم . تماما ً خوانده شده . خوشم آمده . داستان ِ جدید ِ نرمال ِ دوست داشتنی ...چند

ادامه مطلب  

بی خدافظی  

چند وقته که برات اهمیت نداره گریه های من
خلوت شبات دیگه شده غریبه با صدای من
زندگی تو از آرزو و حال و روز من جداست
حالا که تو شدی یه آدم غریب و سرد بی حواص
من از این شهر میرم شهری که ستاره هاش خاموشه
معشوق عاشقش رو میفروشه به هیچ و پوچ زندگی
من از این شهر میرم شهری که به ظاهر آشنا زیاده
اما تو نمیدونی درداتو تو تنهایی به کی بگی
****
خسته از عروسکا تو لباس آدما
تنها و بی صدا گم میشم تو جاده ها
میرم بی خداحافظی
بی امید و بی هوا از هوای تو جدا دنبال ستار

ادامه مطلب  

قابل توجه علاقمندان به نمایش های طنز به زودی نمایش (جدایی کاظم از پری)  

قابل توجه علاقمندان به نمایش های طنز
به زودی نمایش طنز وموزیکال  (جدایی کاظم ازپری )  به مناسبت عید نوروز درشهرستان پارس آباد  (سینماانقلاب ) 
نویسنده :علی بوداغی ـکارگردان :محمد رزمی
بازیگران :هنرمندان طنز ومطرح پارس آباد واردبیل
بازیگران :علی بوداغی ـ مسلم کریمی ـ سیمابشارتی ـ سینابهپور
سایر بازیگران :شیوا قهرمانزاده ـ فاطمه سربازی ـ ابوافضل خرمی 
داستان نمایش:داستان ازاین قرار است درقسمت اول نمایش  که بانام سرباز فراری بود جوانی که

ادامه مطلب  

داستان مدیریتی-1  

دانشجویان عزیز از این
پس به صورت هفتگی داستان های مدیریتی در روی وبلاگ قرار خواهد گرفت. جدا از
بحث آموزشی این داستان ها، تیم های تشکیل شده وظیفه دارند تحلیل خود از
داستان را به صورت تیمی انجام داده و تحویل دهند. توضیحات کامل و چگونگی
انجام آن در کلاس تشریح خواهد شد. بدیهی است این تحلیل بخشی از فعالیت
کلاسی و نمره مرتبط به آن است.داستان مدیریتی شماره 1





تمرین شماره 1 کار تیمی
کشتی جنگی ماموریت یافته بود
برای آموزش نظامی به مدت چند روز

ادامه مطلب  

خواستگاری پر حاشیه  

جوانکی به خواستگاری دختری از یک خانواده مرفه و با کلاس رفت. دختر در جلسه
خواستگاری مدام از توانمندی هایش مثل نوشتن داستان ، سرودن شعر ، سفالگری و ... می
گفت. پسر هم برای این که کم نیاورد گفت : « من هم از سال 85 ، تمام جزئیات زندگی
ام را در یک دفتر نوشتم و ... » بعد هم کلی خالی بندی کرد. دختر که به وجد آمده
بود گفت : « خیلی دوست دارم یک روز خاطرات شما را بخونم . » پسر جواب داد : « اصلا
چند روز دیگر دفتر خاطراتم رو میارم خدمتتون تا بخونید. » دختر با تعجب پرسی

ادامه مطلب  

خوابیدن تا لنگ ظهر جمعه هایم آرزوست...  

والا از وقتی که چندتا کلاسامون رو جمعه گذاشتن دیگه انگار تو روزهای هفته جمعه برام حذف شده...فکر کن صبح ها با زور قلم و چکش از رختخواب جدات بکنن...کلاس اول که رسما استاده فقط ور ور ور...ما هم همش دهنمون مثه گاراژ باز و بسته میشه:))ساعته بعدش استادش ماشالله هزار ماشالله از هر طرف نگاهش میکنی یکِ...فقط یه یک میبینی از بس باریکه داره میشکنه...انقدم تند تند حرف میزنه که نگو...کلا رو دور تندِ...اولش کلی توضیح میده بعدش یه عالمه جزوه...یه کلامم هست...نه یکم ای

ادامه مطلب  

داستان فرشته بیکار ------------- مادری که یک چشم داشت...  

داستان فرشته بیکار روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به
کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول
کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها
را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟ فرشته
در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و
تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی

ادامه مطلب  

داستان مدیریتی-2  

داستان مدیریتی-2تمرین شماره 2 کار تیمیآلفرد نوبل از جمله افراد معدودي بود که اين شانس را
داشت تا قبل از مردن، آگهي وفاتش را بخواند! زماني که برادرش لودويگ فوت شد،
روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع ديناميت) مرده است. آلفرد
وقتي صبح روزنامه ها را مي‌خواند با ديدن تيتر صفحه اول، ميخکوب شد: «آلفرد نوبل،
دلال مرگ و مخترع مر‌گ آورترين سلاح بشري مرد!» آلفرد، خيلي ناراحت شد. با خود فکر
کرد: «آيا خوب است که من را پس از مرگ اين گونه بشن

ادامه مطلب  

 

سلام  عزیزای دلم  راستش به چند نفر خبر دادم به بعضی ها وقت نکردم بگم واسه همین این اپ رو واسه این کردم تا بگم که با عرض پوزش داستانه از قسمت سوم تغییر کرده یعنی حذف شد  روز 2 شنبه یا سه شنبه به احتمال زیاد سه شنبه داستان قسمت جدیدرو ( سوم ) میزارم 

ادامه مطلب  

داستان مدیریتی-3  

داستان مدیریتی شماره 3تمرین شماره 3 کار تیمی





روزي مدير يكي از شركتهاي بزرگ در حاليكه به سمت دفتر
كارش مي رفت چشمش به جواني افتاد كه در كنار ديوار ايستاده بود و به اطراف خود
نگاه ميكرد.
جلو رفت و از او پرسيد: شما ماهانه چقدر حقوق دريافت مي
كني؟ جوان با تعجب جواب داد: ماهي 2000 دلار. مدير دست به جيب شد و از كيف پول خود
6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: اين حقوق سه ماه تو، برو و ديگر
اينجا پيدايت نشود، ما به كارمندان خود حقوق مي دهيم

ادامه مطلب  

نویسنده ی جدید درین dorrin  

سلام بچه هامن نویسنده ی جدیدماسم من درین dorrin هستشامیدوارم از مطالب من خوشتون بیادمطالبی که من میزارم:داستان در اینده داستان سونامی عکس و کمیک کمیک شایدیه چون سونامی نیست شدامی و باید از نازنین جون و عزیزم اجازه بگیرم و ....نظر بدید لطفا و خواهشاراستی من با هیچ زوجی مشکل ندارم و از همشون خوشم میاد ولی کم و زیاد دارهو این که نظرات توحین امیز ندید لطفاکپی نکنید خواهش میکنم منم از هیچ کس کپی نمیکنم مگر با ذکر منبع یا این که کپی کردن اون مطلب ازاد

ادامه مطلب  

سال نو مبارک  

سلام سلام سال نو همه گی مبارککککککککککککککککککککککککک  ایشالا بهتر از هر سالی باشه برای همه بچه
ها اهنگ جدید کامران هومن بیرون اومد برین دانلود کنید یکی از دوستام
دانلود کرده میگه عالیهههههه بدویید برین دانلود کنین منم میرم دان میکنم  
راستی بچه ها یه نیت خیلی خیلی مهم دارم تورو خدا دعا کنید بشه خیلی برام
مهم هستش   خیلیییی داستان قسمت سوم ادامه مطلب  + الا کجاست ؟چی می پوشه ؟به حرف کی گوش میده ؟

ادامه مطلب  

داستان عاشقانه آوا و پسر سرطانی  

همسرم با صدای بلندی گفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی ؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره ؟ روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم . تنها دخترم آوا به نظر وحشت زده می آمد و اشک در چشمهایش پر شده بود . ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت ، آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود ! گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم : چرا چندتا قاشق گنده نمی خوری ؟ فقط بخاطر بابا عزیزم ! آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهای

ادامه مطلب  

10 اشتباه که باعث اسیب به مغز میشود  

‎Professor Madjid Samii - پروفسورمجید سمیعی‎
1.نخوردن صبحانهكسانی كه صبحانه نمی‌خورند قند خونشان به سطح پائین تری افت می‌كند. این امر باعث تامین نامناسب مواد غذائی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می‌شود. 2. پرخوریاین امر باعث تصلب شرائین (سختی دیواره رگهای) مغز شده و منجر به كاهش قدرت ذهنی می‌شود. 3- دخانیاتاین امر باعث كوچك شدن چند برابری مغز و منجر به آلزایمر می‌شود. 4. استفاده زیاد قند و شكراستفاده زیاد قند و شكر جذب پروتئین و مواد غذائی را متو

ادامه مطلب  

اطلاعیه12: برنامه‌های آینده/تالستوی به روایت نویسندگان ایرانی  

تالستوی به روایت نویسندگان ایرانی


برنامه‌های آینده
 - با حضور: رضا امیرخانی، محمدرضا بایرامی، بلقیس سلیمانی، محمدحسن شهسواری، ناهید طباطبایی و مهام میقانی

دستاوردهای تالستوی در
داستان‌نویسی چیست؟ نویسندگان ایرانی از آثار داستانی تالستوی چه
آموخته‌اند؟ چرا تالستوی بیش از هر کس دیگری در عصر حاضر، موفق شده است نقش
نویسنده را به خوبی ایفا کند و در صدر نویسندگان جهان قرار گیرد.چرا
تالستوی در

ادامه مطلب  

منم نومو دوس دارم  

درود بر شما ونوه گل خودمدوستانی که از طرفا رد میشین میخوام یه داستان براتون تعریف کنم که بدونین نوم منو چقدر دوس دارهنوه و پدربزرگش از رو پلی میگذشتند.پدربزرگ ترسیده بود،به نوه اش گفت:"دست منو بگیر تا نیوفتی تو رودخونه"نوه گفت:تو دست منوبگیرپدربزرگ که گیج شده بود با تعجب پرسید:چه فرقی میکنه؟نوه جواب داد:اگه من دستت را بگیرم و اتفاقی واسم بی افته،امکانش هست دستت را ول کنم.اما اگه تو دست منو بگیری،من میدونم هراتفاقی هم که بی افته،هیچ وقت دست م

ادامه مطلب  

نگاهي به داستان بلند "فال خون" اثرداود غفارزادگان  

وقتي چشم باز كرد به عادت هميشگي فكر كرد ستوان را خواهد ديد كه مثل هميشه دندان‌هايش را با آب ميوه مسواك مي‌زند. پتوها را از رويش كنار زد. تمام تنش كرخت شده بود. فانوس خاموش بود و نور سربي رنگ سحرگاهي، همراه برف‌ها ريخته بود توي سنگر. كش و قوسي به بدنش داد برخاست. با آرامش خيال رفت به طرف بي‌سيم و امتحانش كرد. سالم بود. از ميان برف‌هاي داخل سنگر گذشت و رفت بيرون. پوست تنش از سايش تكه‌هاي برف به سرخي مي‌زد و هيچ نمي‌لرزيد. نه از ترس. نه از س

ادامه مطلب  

گزارش جلسه صالحین و شعرخوانی بیست و یکم اسفند  

آخرین جلسه سال 1392 با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط برادر یزدانی رسمیت یافت.
در ادامه جناب آقای یزدانی ضمن خیر مقدم به شاعران و هنرمندان حاضر در جلسه و
تسلیت ایام شهلدت بانوی دو عالم حضرت زهرا(سلام الله علیها) و آرزوی بهروزی در سال آینده، با ارائه گزارشی از اولین کارگاه داستان نویسی (19 اسفند)به مقایسه ای بین شعر و داستان پرداختند. ایشان اعتقاد داشتند که شاعرانی که به داستان نویسی می پردازند اغلب نویسندگان موفقی هستند.
دوستانی که این ه

ادامه مطلب  

...........  

اعتماد به نفس کاذب در پسران:اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماری: ۱- گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.۲- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.۳- تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .۴- ايستادن زياد رو به روی اينه.۵- استفاده از جملاتی

ادامه مطلب  

بهانه ی من برای رفتن  

تمام شد. داستان عشق به نفرت می رسد با یک دروغ، با یک فریبانسان های حیوان صفتی که احساسات را می فروشند به حوس بازی های کودکانهدروغ را می خرند به قیمت گزاف شکاندن دلدلی که می تپید هر لحظه برای بوی یار و دیداری دوبارهو نفرتی که اینگونه شکل می گیرد در دنیای کثیف دووغسودجویی و سواستفاده از قلب پاک و عشق بی ریابا زخمی عمیق تر از لذت اولین بوسه در حیات خلوت خانهاما اینبار زخم سطحی و دل کم آزرده استچرا که بهانه ای بهتر از فریب برای فرار نیستوقتی که از

ادامه مطلب  

داستان کوتاه  

داستان کوتاه زیبا و عاشقانه ” دلیل عشق “
روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟
پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم
دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!
پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما میتوانم ثابت کنم که دوستت دارم
دختر گفت : اثبات؟!!!!
نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم ..
شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او ت

ادامه مطلب  

کتاب روباه و مرغ طلایی  

کتاب روباه و مرغ طلایی انتشارات اکباتان چاپ ۱۳۶۳ بعضی از انتشاراتی ها این کتاب را به نام روباه و مرغ قرمز کوچولو ترجمه کرده اندمن خودم بچه بودم این قصه را داشتم ولی یادم نیست از کدام انتشارات بود .داستان کتاب قشنگ است ونقاشیهای جالبی دارد.دانلود کتاب روباه و مرغ طلاییhttp://s5.picofile.com/file/8120845118/%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%87_%D9%88_%D9%85%D8%B1%D8%BA_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C.pdf.html

ادامه مطلب  

داستان غمگین و عاشقانه اثبات عشق  

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیمسالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو بهوضوح حس می کردیم…می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی ازماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون واسه یهزندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟…در واقع خودمونو گول می زدیم…هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم…تا اینکه یه روزعلی نشست رو به روموگ

ادامه مطلب  

 

امروز هم گذشت . روزهایی که سردی اش اجتناب ناپذیر است . چند روزی است که کوله پشتی ام را برداشته ام و در حال رفتن هستم . می دانم قدم هایم خسته است و کند می رود ولی می رود . احساس سرماخوردگی در هوای سوزناک این روز های تهران و بی نظمی های هم اتاقی هایم که انگار دیدگاه هایما ن فرسنگ ها با هم اختلاف دارند و نیز مزید بر علت است برای ماندن خستگی های این روز ها .با اینکه امروز صبح زود بیدار شده بودم و در کلاس های یک هفته مانده به آخر شرکت کرده بودم . صبح را با

ادامه مطلب  

کتاب بی نام اعترافات/فاطمه شفیعی  

کتاب بی نام اعترافات«تصمیم خودش را گرفته است. سینه صاف می‌کند، گردن بالا می‌گیرد و راه می‌افتد؛ تند و سریع. دیگر راه بازگشت نیست. اوستا با چشم‌هایی گر گرفته و دماغی سوخته نگاه می‌کند. می‌پرسد کدام گوری بودی؟ چلغوز پشت پیش‌خوان نمی‌رود. مثل همیشه جلد کاپشنش را در نمی‌آورد. می‌نشیند روی صندلی لهستانی. بی‌تاب و مضطرب. اگر یک کلمه حرف بزند، لب وا کند، می‌ترکد.» کتاب بی نام اعترافتات. داوود غفارزادگان. تهران: انتشارات روزنه. چاپ نخست: 1388. 200

ادامه مطلب  

این شب آویختگان را چه ثمر مژده ی صبح  

حالا که نیست چقد شکل همیم. چقدر حالا بهتر میفهمم خواستن و نتونستن یعنی چی. بهتر میفهمم توانی نداشتن برای تلاش برای خوب شدن یعنی چی. درک میکنم یعنی چی اینکه دو خط کتاب میخونم و نمیتونم ادامه بدم . یا حتی در مورد فیلما. و تنها چیز قابل تحمل همین سریال لعنتی هاوسِ. که نگاش میکنم چون میتونم حواسم به نصفش نباشه - چیزای دکتری - و رشته ی داستان رو گم نکنم. سر درد عادت شه رو میفهمم. چشایی که به نور دشمنن رو میفهمم. به درد محلی نذاشتن داره میشه بخشی از شخصیت

ادامه مطلب  

این داستان واقعی است!  

حکایت است روزی پسرکی جوان به زرگری(نقره ساز!) مراجعه فرموده و از او طلب ساختن آویزی با حکاکی اسم "فرشته"  به مناسبت روز ولنتاین نموده.فردای آن روز پسرک زرگر را فرموده تا فرشته را به "شبنم" تغییر دهد گویا  همه چیز بین او و فرشته تموم شده!دو روز بعد پسرک باز زرگر را خبر میدهد تا شبنم را به "رها" تغییر دهد و با ذوق می گوید:این بار همه چیز قطعیست!و ما مانده ایم در کفِ خوش اشتهایی پسرک! تا باشد از این پسرک ها و از این ولنتاین ها!

ادامه مطلب  

در محضر علامه طباطبایی (رحمة الله علیه)  

سوال: مقصود از «حیات طیبه»
در آیه شریفه چیست؟ خداوند سبحان می فرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏
وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَة ...» هر کس – از
زن یا مرد- کار شایسته انجام دهد و مومن باشد، قطعا او را زندگی
خوشگوار و [حیات حقیقی] می بخشیم ...
جواب:مراد حیات معنوی، وحیات قرب و
مشاهده است که شرط آن بندگی و اخلاص در بندگی است حیات ظاهری همین خوردن و خوابیدن
و... است، و حیات معنوی به انجام اعمالی است که در آن ها

ادامه مطلب  

دانلود فیلم ای تی موجود ماورا زمین دوبله فارسی با لینک مستقیم  

                                                        دانلود فیلم هیجانی   پخش شده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
فیلم ای تی دوبله فارسی  موضوع: تحیلی| هیجانی
کارگردان: استون استیل برگ
سال ساخت: 1982
محصول: آمریکا
زمان : 107 دقیقه
اطلاعات: IMDB
بازيگران : د والاس | هنری توماس | پتر کویوته
خلاصه داستان :
موجود
فضایی بیگانه ای به نام "ای.تی" از سفینه ی فضایی اش که در جنگلی در حومه ی
لس آنجلس فرود آمده، جا می ماند و در حیاط خلوت خانه ای پناه می گیر

ادامه مطلب  

کاش  

کاش میشد بار دیگر سرنوشت را از سر نوشت
کاش میشد هر چه هست بر ذفتر خوبی نوشت
کاش میشد از قلمهایی که بر عالم رواست
با محبت با وفا با مهربانی ها نوشت
کاش میشداشتباه هرگز نبودش در جهان
داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت
کاش دلها از ازل محصور حسرتها نبود
که این همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت..........
 

ادامه مطلب  

 

 
سلام ...
یکبار دیگر باید بگویم که شرمنده ام بابت ... غیبت و تاخیر !قول می دهم از این پس حداقل هر ماه ، یک پست در خدمتتان باشم !
خب ، قبل از هر چیز پاسخ ایمیل های سرشار از لطف و محبت شما عزیزان :علیرضا جان ...متاسفانه به دلیل مشکلات اینترنتی که سیستم من در بخش ایمیل دارد ، نمی توانم فعلا به درخواست شما- ایمیل کردن فیلم هراس - جامع عمل بپوشانم ولی در اولین فرصت ، به روی چشم .ندا خانم بزرگوار ...از لطف شما بسیار ممنونم . شما می توانید نوول زوزه ابلیس را ا

ادامه مطلب  

داستان زیبای مادر؛ خود عید بود…  

مادر عید بود ؛ اصلا” خود ؛ خود بهـار بود . از چهار ؛ پنج ؛ روز مانده به سال نو گندم و عدس را شسته بود و زیر پارچه سفید  توی بشقابهای خوشگل می چید ؛ گلدانهای شمعدانی را رنگ میزد تا نونوار شوند و از یکماه جلوتر هم خانه تکانی شروع میشد ؛ آن هم چه تکانی … خانه نو می شد ؛ عید می شد ؛ بوی بهار می داد ؛ بوی تازگی ؛ بوی شکوفه.به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه مطلب  

داستان زیبای مادر؛ خود عید بود…  

مادر عید بود ؛ اصلا” خود ؛ خود بهـار بود . از چهار ؛ پنج ؛ روز مانده به سال نو گندم و عدس را شسته بود و زیر پارچه سفید  توی بشقابهای خوشگل می چید ؛ گلدانهای شمعدانی را رنگ میزد تا نونوار شوند و از یکماه جلوتر هم خانه تکانی شروع میشد ؛ آن هم چه تکانی … خانه نو می شد ؛ عید می شد ؛ بوی بهار می داد ؛ بوی تازگی ؛ بوی شکوفه.به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه مطلب  

نقد انیمیشن فراماسونریJustin And The Knights Of Valour  

بسم الله الرحمان الرحیمخلاصه داستان: داستانی  در
مورد شجاعت، دوستی و افتخار که یک پسرِ جوان را در راهِ شوالیه شدن  تبدیل
به یک مردِ واقعی میکند جاستین پسر یک قاظی است که می خواهد راه پدر بزرگ
خود را ادامه دهد و به یک شوالیه تبدیل شود و شمشیر پدر بزرگش را که بدست
یک شوالیه اخراجی افتاده و با آن پدربزرگش را کشته پس گرفته و انتقام خود
را بگیرداما پدرش مخالف اینکار است و از او می خواهد که به دانشگاه رفته و در رشته ی حقوق تحصیل کند.....

ادامه مطلب  

تو  

خوابیدن میان دستان توبیدار شدن روبه رویچشمان تودیدن لبخند هر روزه ی توگرفتن دستان گرم توسر بر بازوی تو نهادنسرت رابه سینه فشردنراه رفتن بازو به بازوکنار نگاه تواین است تنها آرزوی من , رویای همه ی شبهای من فقط کافیست تو باشی

ادامه مطلب  

قسمت پایانی داستان من... نتیجه بگیرید...  

با سلام خدمت همه ی شمادوستان و خوانندگان گرامیم. بالاخره قسمت پایانی داستانمو نوشتم. دیگه ادامه ی مطلبم نمی ذارمش! از همین جا لطف کنین بخونین و حتما نظر خودتون رو راجع به داستان برام بفرستید.
...بعد از همه ي اينا من كه از خوش حالي بال در آورده بودم بقيه ي كتابو خوندم و لـــــــــــــــــــــــــــــــي؛باز هم به يه مشكل برخوردم و بعد از چند روز فكر كردن تصميم آخرم اين شد كه بشينم از رياضي2 بخونم! چون به اين نتيجه رسيدم كه من اشتباه فكر مي كردم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1