آخرین اخبار سایت

بی قراری بهاری  

-صدایم در نمی آید... تب بالایی که از اول سال با من است؛ دیگر آشکار شده است... نگران هستند و اصرار بر رفتن به دکتر می کنند و من نمی روم... نگران هستند و عصبانی...- هنوز تب دارم... صدایی که از گلویم در می آید، اصلا شبیه به صدای من نیست... مهم نیست... اصلا دوست دارم این مریضی را بهانه کنم و روزه سکوت بگیرم...در ماشینم نشسته ام و می خواند: چرا رفتی؟!! چرا من بی قرارم؟!! به سر سودای آغوش تو دارم...نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟!!ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟!!!زمزمه می

ادامه مطلب  

پناهندگی به نمــاز  

محمدی اومده خونه ی ما. شیطونی کرده و برای فرار از دست اون یکی خاله ش، دنبال چاره میگرده. یه نگاهی به سجاده پهن شده می کنه و تصمیمشو میگیره. فوری میره سر سجاده و دوتا دستاشو میاره بالا و با صدای بلند میگه: الله اکبراون یکی خاله ش، یه راست میره سراغ محمدی و از گوشش میکشه و میارش طرف خودش. محمدی هم که خيلي جا خورده کلکش لو رفته کم نمیاره و جیغ و داد میکنه و دستاشو بالا و پایین میاره و هوار میکشه: مگه نمیبینی تو نماز هستم!!

ادامه مطلب  

سلام به روی ماه نشستتون :))  

این عکسا رو دیروز گرفتم دیروز خیلی روز خوشی بود واسم از یه لحاظ فوق دیپلم رو گرفتم از یه لحاظ که به یه کلاس مهم نرفتم از یه لحاظ که یه جای باحال پیدا کردیم و زود هم دوست شدیم (چای ایشمامیشدن خال اغلو اولدوخ )یعنی چای نخورده پسر خاله شدیم بعدش هم که رفتیم رفاه تو پروژه خوددمون یه محاصبه بگیریم که پاک آبرومون رفت گفتن برین تا وقتی نامه از دانشگاه نیاوردین نیاین بعدش هم رفتیم خونه مادر بزرگ بعد هم شب ساعت 1 اومدیم خونهاینم جایی که تازه افتتاح کرد

ادامه مطلب  

هدف+آینده  

+من نمیدونم این مامانا هدفشون از دفتر سیاه کردن چیه واقعا!مامانم پاشده  دفتر فیزیک ۲۰۰ برگ منو سیاه کرده با انواع و اقسام غذا ها و ته چینا و  پیتزا ها و دسرا و ترشیا و اش و ابگوشت !!!اخرشم همون زرشک پلو با مرغ خودمونو میپزه +هیچ چیز منو بیشتر از حرفای خاله زنکی و زنونه عذاب نمیده! +از ادمای فرصت طلب که فقط وقتی کارشون بهت میوفته باهات کار دارن متنفرم!   +میگه:کاری کن که مامانت بهت افتخار کنهمیگم:بزرگترین افتخار مامانم اینه که من ازدواج کنم!میگه

ادامه مطلب  

این چند روز  

سلام وبلاگ خوشملمخیلی وقته نتونستم بیام  آخه می دونی بی معرفتیه ولی هر وقت اوضاعم امن وامانه یادت نمی کنم همچین که تنها می شم ودلم میگیره یادت میکنم ولی انصافا الان حالم خوبه حالا بگذار برات بگم 2 روز پیش شوشو اومد خونمون با یه شاخه رز زرد و بعد باهم رفتیم بازار تا کادو سالگرد ازدواج بخریم اما مغازه ها (بازار خان ) بسته شده بود ولی یکم که بالاتر رفتیم یه مغازه مس فروشی بود که ظروف مسی خوشکلمو خریدم تازه یه دیگ سنگم خریدم خیلی از خریدهام راضی ه

ادامه مطلب  

زندگی  

یاد ان کودکی هابخیر/یاد ان خنده های بی بهانه بخیر/یاد ان خاله بازی ها بخیر/یاد ان شور وشادی ها بخیر/از حال امروزم چه بگویم بگویم که دارد می گذرد زندگی؟؟؟زندگی در طول عمر شاید از غم ها و غصه ها کدر وکمرنگ بشه پس زندگی ات را همچون طلا کن چون هم باارزش وقیمتیه وهم اب دیده است شاید به مرور کدر وکمرنگ بشه ولی هیچ چیزی اون و از بین نمی بره پس زندگی ات را از غم ها غصه ها اب دیده کن تا هیچ چیزی زندگیت را از بین نبرد

ادامه مطلب  

نوشته روی قلبم: عشق فقط حسین ع  

خاله ي مامان گلپسرا، که تازه از مسجد محله مون برگشته بود، حسابی جوگیر صحبتهای امام جماعت شده بود. حاج آقا گفته بود چرا به بچه هاتون از محبت امام حسین علیه السلام نمیگید. اومد پیش محمدی و ازش پرسید:بابات رو دوست داری یا امام حسین رو؟محمدی بدون معطلی جواب داد:بابام رو دوست ندارم; امام حسین رو دوست دارم.دوباره پرسید:خونتون رو دوست داری یا حرم امام حسین رو؟تندی جواب داد:خونمون رو دوست ندارم; حرم امام حسین رو دوست دارم.پ.نمحمد فکر میکنه که برای اثب

ادامه مطلب  

چرا تنهام گذاشتی ؟  

عشق من سلام ؛ عمر من سلام ؛ زندگی من سلام .امروز از راه رسیدم ولی ای کاش هیچوقت برنمی گشتم ...از اتفاق هایی که توی مشهد برام افتاد ، هیچی نمیگم ؛ چون همیشه توی خاطر هر دومون می مونه .اما گل من ، چرا تنهام گذاشتی ؟ میدونی وقتی عکس های مراسم عقدت رو دیدم ، چطور نابود شدم ؟نفس هام بند اومده بود ؛ چشمام داشت همینجور می بارید ؛ تنم سرد شد ؛ مُردم ...عصر که حالم خوب نبود ، به خاله جونت زنگ زدم ؛ خیلی گریه کردم پشت تلفن ؛بهش گفتم : .................................................

ادامه مطلب  

 

سلام عزیزم عزیزم سلام دوست دارم عاشقتم والسلام بعضی وقتا صبحا با این اس بیدارت میکردم یا نمیزاشتم بخوابی میگفتی علی جونم یکم دیگه بخوابم :-)))) وای چه روزاییدورت بگردم یادش همیشه تازس اون روزا که با هم رفتیم کلاس طراحی اون دور دورا که با هم زدیم   اون کورس که با هم گذاشتیم از عباس آباد تا انقلابو بعدم خونه ای دورت بگردم من . یادم میاد تو یکی در میون برای من پرسپولیسی میشدی و الکی لج منو دربیاری بخندیم استقلالی میشدیدلم میخواد صداتو بشنوم و ب

ادامه مطلب  

تو زنی یا مرد؟؟؟؟؟؟؟  

تو زنی یا مرد؟؟؟؟؟؟؟خونه مشغول انجام کار بودم که دخترم بدو بدو اومد و پرسید : مامان تو زنی یا مردی ؟من : زنم دیگه پس چی ام ؟  دخترم : بابا ، چی اونم زنه ؟من : نه مامانی بابا مرده . . .دخترم : راست میگی مامان ؟من : آره چطور مگه ؟دخترم : هیچی مامان ! دیگه کی زنه ؟من : خاله مریم ، خاله آرزو ، مامان بزرگ . . .دخترم : دایی سعید هم زنه ؟من : نه اون مرده !  دخترم : از کجا فهمیدی زنی ؟من : فهمیدم دیگه مامان ، از قیافه ام .دخترم : یعنی از چی ؟ از قیافه ات ؟من : از اینکه خ

ادامه مطلب  

 

 انشائ خواندنی یک بچه کوچولو دبستانی در مورد ازدواج
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود…


هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج ت

ادامه مطلب  

کادو/مهمونی دادن و...  

سلام...
دیروز کادوم رو گرفتم....
مامان برام مانتو گرفته!
یه مانتوی مشکی که دکمه های تزئینی داره و خیلی خوشگله!
امروز پوشیدیم بریم یکی دوجا عیدی ولی خونه نبودن دوباره من پیاده شدم و اومدم تو و
اونا رفتن خیابون...
امروز حدود ۲ ساعت زیست شناسی خوندم....
وای خدا!
چقدر سهل انگاری کردم...
دیشب دختر خاله بابا آفاق و شوهرش و پسرش ابولفضل اومدن بعد از شام.
از اون طرف الهام برام کیک درست کرده بود و میخواستیم بریم پایین ولی میخواستن بیان.
خلاصه ساعت ۱۱:۱۵ رفتن.


ادامه مطلب  

اولین پست سال 93 :)  

+++ کلاه قــــــــرمــــــــزی رو کسی هس که ببینه؟! سلامَلِکُم.خوب هسّین؟صد سال به این سالاهر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز :))))(لدفن مثه فامیل دور خوانده شود)+امسال برای اولین بار قرار شده بود تحویل سال همه ی فامیل دور هم باشنالبته فک نکنید که این قانون به آسونی تصویب شد3 ساله تمام دارم رو مخ اهل فامیل کار میکنم :/خیابونی که خونه ی ما توشه معمولا خیلی شولوغ میشه.فاصله ی خونه ی عموم هم با خونه ی ما فقط دو خیابونه.بابام گف که اگه قرار باشه با ماشین

ادامه مطلب  

خوب ترین حادثه می دانمت!  

همین که بعضی از وقت های بیوقت و با تاخیر یادم میفته که چه قدر تنهاتر میشم هر روز و چه قدر به بودنت احتیاج دارم و همین که من آنچنان درگیر مثلا امتحان ها بودم که تنها با یک تبریک تلفنی گذاشتم روز "تو" شب بشه.همین یعنی من فراموشم شده که چطور خاله سوسکه ی قصه ی تو همیشه میرفت چون دختر کوچولوی تو اینطـــــــور دوست داشت.دلم تنگ شهد تا برای زانوی همیشه دردناکت دلم کباب بشه،دلم تنگ شده تا از فشارهای روزمره سرم رو بین دستات قایم کنم و گاهی وقت ها سحر از

ادامه مطلب  

از کوزه سرگردانی می طراود....  

کلی موضوعات از هفته پیش دستم مانده، که نمی دانم، همه را یک جا چرخ کنم و
یک موضوع کلی بنویسم یا اینکه یک سفره رنگین تهیه ببینم که از هر کدام بخشی
در آن وجود دارد:یکی در مورد سریال حریم
سلطان است که البته من خودم آن را دنبال نمی کنم، ولی شاهدم که این روز ها
چگونه یک عده افراد کارشناس و غیر کارشناس در مورد سطح پایین بودن این
سریال و کلا برنامه های مشابه حرف می زنند و استدلال می کنند که این برنامه
ها حریم خانواده ها را هدف قراد داده اند.جالب است ک

ادامه مطلب  

آدما نباس  

آدما نباس دوست پیدا کنن , چون وقتی میرنوقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنیوقتی نمیتونی درد و دل کنییا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندیهمه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتتهی بغض تو گلوت گیر میکنه , خفه ات میکنهآدما باس همیشه تنها بموننپسر خاله

ادامه مطلب  

از شاهکارهای فیسبوکی 9  

اندازه ی هزار غزل بی قرارمت                      اندازه ی هزار غزل دوست دارمتاندازه ی هزار غزل دلربایمی                         اندازه ی هزار غزل دلفگارمتاندازه ی هزار غزل دل نشینمی                   اندازه ی هزار غزل دل سپارمت اندازه ی هزار غزل آرزویمی                         اندازه ی هزار غزل انتظارمتامیدوارمت نفسی هم غزل شوم                  اندازه ی هزار غزل گل ببارمتاندازه ی هزار هزار آسمان غزل                    بی حد و مرز من ! به تماشات آمدند .این هم ا

ادامه مطلب  

من خیلی دارم می ترسم امشب!!  

قسمت اول
من امشب خیلی دارم میترسم.
قسمت دوم
دیشب، کسی روی پشت بام میدوید، من نمیدیدمش، فقط صدای راه رفتنش را روی سقف
خانه میشنیدم.
ساعت از یک شب گذشته بود. برای همین صدای راه رفتنش وحشت به دل می انداخت.
پتو را کشیدم روی گوش هایم، پلک هایم را به هم فشردم، صلوات فرستادم تا
خوابیدم.
قسمت سوم
امروز توی مغازه، کنار قفسه ی اجناس، پیرزن دستش را مدام بین دست هایم می
آورد، هر جنسی از قفسه مغازه برمیداشتم تا زیر و زبرش را خوب ببینم او هم از کنارم
دستش را م

ادامه مطلب  

 

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره       یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره                 یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره                         می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره                                یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش                                         اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره                                                بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره                       

ادامه مطلب  

پسرم دلم واسه کودکیم تنگ شده  

امشب دلم واسه کودکی هام تنگ شده!به خاطر خواهرم مدتی رفتم توو دوران کودکیم و الان ساعاتی شده که قصد ندارم از اون دوران کنده شم و برگردم به حال!!!کوچیک که بودم یه عروسکی داشتم که از خودم بزرگتر بود و واقعا نمیتونستم ب تنهایی بغلش کنم از بس تُپل بود!چیزی که همیشه واسه من جالب بود اینه که من نه به صورت گرد و خاکی، ابر و بادی ، بلکه واضح و کامل از 3 سالگی به بعدم رو به یاد دارم ، حتی خواب های دوران بچگیمو! حتی کابوس ها!دعواهام ، اعتراضم ، همه چیز .3 سالم

ادامه مطلب  

24)اندر احوالات فاز دوست داشتن و عشق  

همیشه از بچگی دلم میخواست اگه مزدوج شم 24 سالم باشه...برا همین پست 24 رو به عشق و دوست داشتن اختصاص میدممن در کل عاشق لباسای خانومای بریتانیای کبیر قدیمم که همیشه آرزومه از این لباسا داشته باشم... دامن پرچین و بالاتنه صاف و ساده... شاید ی جورایی اون لباس سفید معروف هم تو ذهن من تداعی کننده این لباساس ولی دلم نمیخواد بپوشمش... ینی کلا دلم نمیخواد برای ایکس سال دیگه که به مخاطب فوق العاده خاصم رسیدم مراسمی تحت عنوان عروسی داشته باشم...درسته هر دختری آ

ادامه مطلب  

 

هر روز باد رویاهایم را میبرد با خود
و خوش خیالی هایم پرپرمیشود در یک چشم به هم زدن
در هوا چنگ میزنم انگار
دستهایم خالی میماند
از خواب میپرم میبینم که رویاهای کوچکم به شاخه ی درخت همسایه اویزان است
میبینم که دختر همسایه با دامن گلرنگ بادبادک مرا
همان که در خوابم بود
ربوده و دارد میخندد
بادبادک من دارد در دست او در هوا میرقصد
میخواهم موهای خرماییش را چنگ بگیرم
او عروسک مرا هم ربوده است
باد همیشه جانب خانه ی انها میوزد
و من همیشه تنها میمانم در

ادامه مطلب  

پیش چشم مرد فردا  

مقدمه : ... بشنو از من کودک من؛پیش چشم مرد فردا،زندگانی خواه تیره،خواه روشن،هست زیبا،هست زیبا!
برای این گوشی تازه ریست شده و از ان جهان برگشتم تقویم و اوقات شرعی اینا نصب کردم.اینم موقع اذان که میشه شروع می کنه به اذان دادن :صدای هر اذانی برای من یادآور یکی از بهترین بخش های زندگیمه.صدای استاد موذن زاده بلند میشه بیش از همه چیز ماه رمضون امسال تداعی میشه.صدای سماور و فواره حوض،در باز پذیرایی که رو به ایوون باز میشه.قیافه مهدی میاد جلو پشمم که د

ادامه مطلب  

 

گر نمی دانی که صبح ترین صبح سرزمین منی ؟امگر نمی دانی که نفس صادقا نه ی تمام نسترن هایی؟مگر نمی دانی که با تو می شود تا سپیده سفر کرد و عطر باغچه را نوشید ؟مگر نمی دانی که تنها امید منی میان این همه نا امیدیهای مکرر؟مگر نمی دانی که ترنم خیالی در این روزهای شبزده ی تو در تو؟مگر نمی دانی که وجودت سرچشمه ی وجودم و نگاهت آغازیبرای قلب تنهای من است؟مگر نمی دانی که باید باشی تا بمانم تا شاعرتر بخوانم تابارانی تر از این برایت شوم ؟ تو خدای منی و مگر م

ادامه مطلب  

نامهای پیامبران درقران  

1. آدم؛
اين كلمه عبري و غير منصرف است و به معناي خاك سرخ ميباشد. اصل آن «آدام»
بوده كه براي تعريب الف وسط آن حذف شده است. 25 بار در قرآن تكرار شده است.
وي نخستين انسان از نسل كنوني است؛‌ از اين روي او را ابوالبشر مي¬نامند و
نخستين پيغمبر است.
2. ادريس؛ اين كلمه غير عربي است؛ از اين روي غير منصرف مي باشد. دو بار در قرآن آمده است. ميان شيث (جانشين آدم) و او چهار نسل فاصله است. 3. نوح؛
اين كلمه عربي است. چون بسيار گريه مي كرده به او نوح گفته اند. 43 بار در


ادامه مطلب  

خخخخخخخخخخخخخخخ  

پسر است دیگر::.........گاهی دلش میخواهد عشقش
فقطمال خودش باشد،ولی خودش
مالهمه
باشد
   یک شهروند اصفهانی با انصراف از گرفتن یارانه تعجب همگان را
برانگیخت!!وی دلیل خود از این انصراف را
ثبت شدن نامش در کتاب گینس نام برد!!!!
   به لره میگن یه جوک بی ادبى بگو.میگه:دویدم ودویدم سر كوهى
رسيدم.
میگن:کجاش بی ادبى بود؟میگه.آخه چندبارتوراه
گوزیدم..!     
دوست پسرم
نداریم بیاد بگه عيااال ..زن زندگی من...مامان اون توله سگای فرداهای
من... عشق من...عمر
من......رو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1