زن مدیرکل  

روزی زن وشوهری باهم رفتن مسافرت بعدازطی مسافتی باهم رفتن پمپ بنزین که بنزین بزنن.بعدازاینکه مردپیاده شدکه پول سوخت روپرداخت کنه متوجه خانومش شدکه باکارگر پمپ بنزین گرم گفتگو بود.توماشین اززنش پرسیدآشنابود؟ زن گفت آره قبلا خواستگارم بود جواب ردبهش دادم.مردگفت خانوم چه شانسی آوردی منوپیداکردی اگه به اون جواب مثبت میدادی الان به جای شوهرمدیرکل  شوهرت کارگرپمپ بنزین بود...زن گفت:اشتباه نکن اگه به اون جواب مثبت میدادم الان اون مدیرکل بود وت

ادامه مطلب  

چه باید کرد.....!!!!!!!!  

فرض کن زمستونه وکولاک ویخبندان.داری باماشینت از یک راه فرعی عبورمیکنی.یکدفعه ماشینت خراب میشه وبنزینتم تموم میشه...اطرافت پرازمه وبرف وکوه های بلند وصعب العبوره وصدای زوزه ی گرگ از کوه طنین انداز میشه.شبم هست وماشیتی از اون جاده رد نمیشه واز جاده ی اصلی خیلی خیلی دوری........یک پتوداری یکم غذاوآب....چیکار میکنی واسه نجات خودت؟؟؟؟؟؟؟؟
1-راه میافتم تا به جاده اصلی برسم...(امکان یخ زدگی وحمله گرگ های وحشی زیاده....)
2-توماشین میمونم ودرها وپنجره هارو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1